swapping

[ایالات متحده]/'swæpiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکنیک مبادله
v. مبادله

عبارات و ترکیب‌ها

swapping items

جابه جایی اقلام

swapping positions

جابه جایی موقعیت ها

swapping partners

جابه جایی شرکا

جملات نمونه

here she was sitting swapping intimacies with a stranger.

اینجا او نشسته بود و با یک غریبه صمیمیت رد و بدل می‌کرد.

Swapping pleasantries, two cardinals prepare to enter the Synod Hall for a consistory, an assembly of cardinals that advises the pope.

در حالی که با خوش و بش های متداول صحبت می کردند، دو کاردینال برای ورود به تالار synod برای یک consistory آماده شدند، یک مجمع کاردینال ها که به پاپ مشوره می دهد.

They are swapping clothes for the party.

آنها لباس‌ها را برای مهمانی عوض می‌کنند.

We are swapping stories about our travels.

ما داستان‌هایی درباره سفر‌هایمان با هم عوض می‌کنیم.

The students are swapping books to study for the exam.

دانشجویان کتاب‌ها را برای مطالعه برای امتحان با هم عوض می‌کنند.

She is swapping shifts with her coworker.

او شیفت کاری خود را با همکارش عوض می‌کند.

They are swapping recipes to try new dishes.

آنها دستور العمل‌ها را برای امتحان کردن غذاهای جدید با هم عوض می‌کنند.

The siblings are swapping toys to play with.

خواهر و برادرها اسباب‌بازی‌ها را برای بازی کردن با هم عوض می‌کنند.

The neighbors are swapping gardening tips.

همسایه‌ها نکات باغبانی را با هم عوض می‌کنند.

He is swapping his old phone for a new one.

او تلفن قدیمی خود را با یک تلفن جدید عوض می‌کند.

The team is swapping players to improve performance.

تیم بازیکنان را برای بهبود عملکرد عوض می‌کند.

She is swapping her usual route for a scenic one.

او مسیر معمول خود را با یک مسیر دیدنی عوض می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید