replacing

[ایالات متحده]/[ˈrepləsiŋ]/
[بریتانیا]/[ˈrepləsɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جایگزین کردن چیزی یا کسی شدن؛ قرار دادن چیزی به جای چیز دیگر؛ جایگزین کردن یک چیز با چیز دیگر
adj. در حال جایگزین شدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

replacing parts

تعویض قطعات

replacing him

تعویض او

replacing quickly

به سرعت جایگزین کردن

replacing batteries

تعویض باتری‌ها

replacing software

تعویض نرم‌افزار

replacing soon

به زودی جایگزین کردن

replacing the door

تعویض در

replacing workers

تعویض کارگران

replacing now

اکنون جایگزین کردن

replacing old

جایگزین کردن قدیمی

جملات نمونه

we are replacing the old carpet with a new one.

ما فرش قدیمی را با فرش جدید جایگزین می‌کنیم.

is there a better option for replacing the faulty part?

آیا گزینه بهتری برای جایگزینی قطعه معیوب وجود دارد؟

the company is replacing its ceo with someone younger.

شرکت مدیرعامل خود را با فردی جوان‌تر جایگزین می‌کند.

they are replacing the windows to improve insulation.

آنها پنجره‌ها را برای بهبود عایق‌بندی تعویض می‌کنند.

the software is replacing manual processes with automation.

نرم‌افزار فرآیندهای دستی را با خودکارسازی جایگزین می‌کند.

are you replacing your car soon?

آیا به زودی ماشین خود را تعویض خواهید کرد؟

the team is replacing the outdated technology.

تیم در حال جایگزینی فناوری قدیمی است.

we need to start replacing the damaged tiles.

ما باید شروع به جایگزینی کاشی‌های آسیب‌دیده کنیم.

the government is replacing the current policy with a new one.

دولت سیاست فعلی را با یک سیاست جدید جایگزین می‌کند.

they are replacing the batteries in the remote control.

آنها باتری‌های ریموت کنترل را تعویض می‌کنند.

the restaurant is replacing the chef with a new talent.

رستوران سرآشپز را با استعداد جدید جایگزین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید