arc

[ایالات متحده]/ɑːk/
[بریتانیا]/ɑːrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شکل یا مسیر منحنی؛ بخشی از محیط دایره یا منحنی دیگر
adj. مربوط به منحنی یا قوس؛ مربوط به توابع مثلثاتی معکوس
vt. حرکت کردن در یک مسیر منحنی؛ ایجاد یک قوس الکتریکی.

عبارات و ترکیب‌ها

arc welding

جوشکاری قوس الکتریکی

arcade

سرای خرید

arc reactor

راکتور قوس

arc furnace

تهیه گاه قوس

electric arc

قوس الکتریکی

submerged arc

قوس غوطه ور

plasma arc

قوس پلاسما

electric arc furnace

تهیه گاه قوس الکتریکی

circular arc

قوس دایره ای

submerged arc welding

جوشکاری قوس غوطه ور

argon arc

قوس آرگون

arc voltage

ولتاژ قوس

argon arc welding

جوشکاری قوس آرگون

arc length

طول قوس

welding arc

قوس جوشکاری

arc discharge

خروج قوس

island arc

قوس جزیره

plasma arc welding

جوشکاری قوس پلاسما

joan of arc

ژان دارک

metal arc welding

جوشکاری قوس فلزی

manual arc welding

جوشکاری قوس دستی

arc welder

جوشکار قوس

جملات نمونه

The rainbow formed a beautiful arc in the sky.

قوس رنگین‌کمانی یک قوس زیبا در آسمان ایجاد کرد.

The storyline follows a dramatic arc from beginning to end.

داستان دنبال یک قوس دراماتیک از ابتدا تا انتها می رود.

The archer drew back the bow to shoot an arrow.

تیرانداز کمان را عقب کشید تا تیری شلیک کند.

The arc of the ball was perfect, landing right in the goal.

قوس توپ کامل بود و درست در گل فرود آمد.

The artist used a compass to draw a precise arc.

هنرمند از یک قطب‌نما برای کشیدن یک قوس دقیق استفاده کرد.

The novel explores the arc of the protagonist's life.

رمان قوس زندگی شخصیت اصلی را بررسی می‌کند.

The bridge's arc spans across the river.

قوس پل از روی رودخانه عبور می کند.

The movie's plot followed a predictable arc.

طرح فیلم یک قوس قابل پیش بینی را دنبال کرد.

The sun's arc across the sky changes with the seasons.

قوس خورشید در آسمان با تغییر فصل ها تغییر می کند.

The gymnast performed a graceful arc in the air.

ژیمناست یک قوس زیبا در هوا اجرا کرد.

نمونه‌های واقعی

This is really important to her character arc.

این برای قوس شخصیتی او واقعا مهم است.

منبع: Appreciation of English Poetry

I don't know. Probably like, you know, your character arc.

نمیدونم. احتمالا مثل، می دونید، قوس شخصیتی شما.

منبع: Idol speaks English fluently.

I've only got a very limited arc to pan around.

من فقط یک قوس بسیار محدود برای اسکن دارم.

منبع: Human Planet

But in bioethics there has to be an arc of purpose.

اما در زیست اخلاق، باید یک قوس هدف وجود داشته باشد.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American May 2023 Collection

Is it time for arcs yet, Rick?

آیا وقت قوس ها رسیده، ریک؟

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

Dialogue 1 I am rejoiced to tell you that you arc employed.

دیالوگ 1 من از اینکه به شما می گویم شما استخدام شده اید خوشحال هستم.

منبع: Interview speaking fluently.

Hot autumn weather attracted thousands of people to Sydney's most famous arc of sand.

هواى پائيزى گرم هزاران نفر را به معروف ترین قوس شن سیدنى جذب کرد.

منبع: BBC Listening Collection March 2020

This happens at the peak of each arc.

این در اوج هر قوس اتفاق می افتد.

منبع: Animation Basics (Video Version)

We call this a longitudinal arc and another go side to side to reduce muscle usage.

ما این را قوس طولی می نامیم و دیگری را به چپ و راست بروید تا از استفاده عضلات کاهش یابد.

منبع: Connection Magazine

Indeed, much of the main story arc of the people of Rohan is centered around reclaiming these virtues.

در واقع، بخش زیادی از قوس داستانی اصلی مردم Rohan حول بازپس گیری این فضایل متمرکز است.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید