oscillate

[ایالات متحده]/ˈɒsɪleɪt/
[بریتانیا]/ˈɑːsɪleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به جلو و عقب نوسان کردن؛ با حرکتی منظم و تکراری حرکت کردن

جملات نمونه

the magnetic field oscillates in sympathy.

میدان مغناطیسی با همدلی نوسان می کند.

On an oscilloscope, you can see an electrical current oscillate up and down.

در یک اسیلوسکوپ، می‌توانید جریان الکتریکی را که به بالا و پایین می‌رود، مشاهده کنید.

the play oscillates between third-person narration and monologue.

نمایش بین روایت سوم شخص و مونولوگ نوسان می کند.

it oscillates in a plane at right angles to the cam axis.

این پدیده در یک صفحه با زاویه قائمه به محور دوربین نوسان می‌کند.

Definition form Wikipedia: A degauss causes a magnetic field to oscillate rapidly, with decreasing amplitude.

تعریف از ویکی‌پدیا: یک دگاوس باعث می‌شود یک میدان مغناطیسی به سرعت نوسان کند، با دامنه کاهنده.

The temperature at Earth's exobase oscillates but is typically about 1,000 kelvins, implying that hydrogen atoms have an average speed of five kilometers per second.

دمای لایه بیرونی زمین نوسان می‌کند اما معمولاً حدود 1000 کلوین است که نشان می‌دهد اتم‌های هیدروژن دارای سرعت متوسط پنج کیلومتر در ثانیه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید