handle sensitively
با دقت و حساسیت برخورد کنید
The investigation needed to be handled sensitively.
تحقیقات باید با حساسیت برخورد شود.
the oils were sensitively painted but uninventive in design.
رنگ روغنها به صورت ظریف رنگآمیزی شده بودند اما از نظر طراحی خلاقیت نداشتند.
In the black magic school, Harley, Rowen and the hertz are continuing threesome's study sensitively;
در مدرسه جادوی سیاه، هارلی، روون و هرتز به طور حساسانه به مطالعه گروه سه نفره ادامه میدهند;
handle the situation sensitively
با حساسیت با وضعیت برخورد کنید.
communicate with others sensitively
به طور حساس با دیگران ارتباط برقرار کنید.
approach the topic sensitively
با حساسیت به موضوع نزدیک شوید.
respond to feedback sensitively
با حساسیت به بازخورد پاسخ دهید.
address the issue sensitively
با حساسیت به موضوع رسیدگی کنید.
deal with emotions sensitively
با حساسیت با احساسات برخورد کنید.
listen to concerns sensitively
با حساسیت به نگرانیها گوش دهید.
handle confidential information sensitively
با حساسیت با اطلاعات محرمانه برخورد کنید.
approach the matter sensitively
با حساسیت به موضوع نزدیک شوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید