sensitively

[ایالات متحده]/'sensətivli/
[بریتانیا]/ˈsɛnsətɪvlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که به راحتی آسیب‌پذیر است، واکنش‌پذیر احساسی، ادراکی، و نیازمند مدیریت دقیق.

عبارات و ترکیب‌ها

handle sensitively

با دقت و حساسیت برخورد کنید

جملات نمونه

The investigation needed to be handled sensitively.

تحقیقات باید با حساسیت برخورد شود.

the oils were sensitively painted but uninventive in design.

رنگ روغن‌ها به صورت ظریف رنگ‌آمیزی شده بودند اما از نظر طراحی خلاقیت نداشتند.

In the black magic school, Harley, Rowen and the hertz are continuing threesome's study sensitively;

در مدرسه جادوی سیاه، هارلی، روون و هرتز به طور حساسانه به مطالعه گروه سه نفره ادامه می‌دهند;

handle the situation sensitively

با حساسیت با وضعیت برخورد کنید.

communicate with others sensitively

به طور حساس با دیگران ارتباط برقرار کنید.

approach the topic sensitively

با حساسیت به موضوع نزدیک شوید.

respond to feedback sensitively

با حساسیت به بازخورد پاسخ دهید.

address the issue sensitively

با حساسیت به موضوع رسیدگی کنید.

deal with emotions sensitively

با حساسیت با احساسات برخورد کنید.

listen to concerns sensitively

با حساسیت به نگرانی‌ها گوش دهید.

handle confidential information sensitively

با حساسیت با اطلاعات محرمانه برخورد کنید.

approach the matter sensitively

با حساسیت به موضوع نزدیک شوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید