tagger

[ایالات متحده]/ˈtæɡə/
[بریتانیا]/ˈtæɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که آویزان است؛ پیرو؛ صفحه فلزی نازک؛ افزودنی

عبارات و ترکیب‌ها

data tagger

برچسب‌زننده داده

tagger tool

ابزار برچسب‌زن

tagger software

نرم‌افزار برچسب‌زن

image tagger

برچسب‌زننده تصویر

video tagger

برچسب‌زننده ویدیو

tagger system

سیستم برچسب‌زن

automatic tagger

برچسب‌زن خودکار

tagger interface

رابط کاربری برچسب‌زن

content tagger

برچسب‌زننده محتوا

tagger plugin

ماژول برچسب‌زن

جملات نمونه

the tagger clearly marked all the items in the inventory.

برچسب‌زن به وضوح تمام اقلام موجود در موجودی را مشخص کرد.

she used a tagger to organize her craft supplies.

او از یک برچسب‌زن برای سازماندهی لوازم صنایع دستی خود استفاده کرد.

the tagger helped us identify the different species of plants.

برچسب‌زن به ما کمک کرد گونه‌های مختلف گیاهان را شناسایی کنیم.

he is a skilled tagger for the art exhibition.

او یک برچسب‌زن ماهر برای نمایشگاه هنری است.

using a tagger can streamline the data entry process.

استفاده از یک برچسب‌زن می‌تواند فرآیند ورود داده‌ها را ساده کند.

the tagger was essential for our inventory management.

برچسب‌زن برای مدیریت موجودی ما ضروری بود.

she trained as a tagger to improve her organizational skills.

او برای بهبود مهارت‌های سازمانی خود به عنوان یک برچسب‌زن آموزش دید.

the tagger can easily be used by anyone.

برچسب‌زن را می‌توان به راحتی توسط هر کسی استفاده کرد.

we need a tagger to label the new products.

ما به یک برچسب‌زن برای برچسب‌گذاری محصولات جدید نیاز داریم.

the tagger's accuracy was impressive during the project.

دقت برچسب‌زن در طول پروژه بسیار چشمگیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید