labeler's guide
راهنمای برچسبزن
labeler training
آموزش برچسبزن
experienced labeler
برچسبزن با تجربه
labeling labeler
برچسبزن برچسبزن
labeler input
ورودی برچسبزن
labeler feedback
بازخورد برچسبزن
labeler role
نقش برچسبزن
labeler tools
ابزارهای برچسبزن
labeler guidelines
دستورالعملهای برچسبزن
labeler quality
کیفیت برچسبزن
the data labeler meticulously annotated each image.
برچسبزننده دادهها به دقت هر تصویر را حاشیهنویسی کرد.
our team hired a skilled labeler for the project.
تیم ما یک برچسبزننده ماهر را برای پروژه استخدام کرد.
the labeler's accuracy is crucial for model training.
دقت برچسبزننده برای آموزش مدل بسیار مهم است.
we need a labeler experienced in medical imaging.
ما به یک برچسبزننده با تجربه در تصویربرداری پزشکی نیاز داریم.
the labeler used a custom labeling tool.
برچسبزننده از یک ابزار برچسبگذاری سفارشی استفاده کرد.
the labeler reviewed and corrected the initial labels.
برچسبزننده برچسبهای اولیه را بررسی و تصحیح کرد.
the labeler followed the project's annotation guidelines.
برچسبزننده از دستورالعملهای حاشیهنویسی پروژه پیروی کرد.
we are seeking a detail-oriented labeler.
ما به دنبال یک برچسبزننده با دقت و توجه به جزئیات هستیم.
the labeler identified objects in the video footage.
برچسبزننده اشیاء را در فیلم شناسایی کرد.
the labeler's feedback improved the labeling process.
بازخورد برچسبزننده باعث بهبود فرآیند برچسبگذاری شد.
the labeler ensured consistent labeling across the dataset.
برچسبزننده اطمینان حاصل کرد که برچسبگذاری در کل مجموعه دادهها سازگار است.
labeler's guide
راهنمای برچسبزن
labeler training
آموزش برچسبزن
experienced labeler
برچسبزن با تجربه
labeling labeler
برچسبزن برچسبزن
labeler input
ورودی برچسبزن
labeler feedback
بازخورد برچسبزن
labeler role
نقش برچسبزن
labeler tools
ابزارهای برچسبزن
labeler guidelines
دستورالعملهای برچسبزن
labeler quality
کیفیت برچسبزن
the data labeler meticulously annotated each image.
برچسبزننده دادهها به دقت هر تصویر را حاشیهنویسی کرد.
our team hired a skilled labeler for the project.
تیم ما یک برچسبزننده ماهر را برای پروژه استخدام کرد.
the labeler's accuracy is crucial for model training.
دقت برچسبزننده برای آموزش مدل بسیار مهم است.
we need a labeler experienced in medical imaging.
ما به یک برچسبزننده با تجربه در تصویربرداری پزشکی نیاز داریم.
the labeler used a custom labeling tool.
برچسبزننده از یک ابزار برچسبگذاری سفارشی استفاده کرد.
the labeler reviewed and corrected the initial labels.
برچسبزننده برچسبهای اولیه را بررسی و تصحیح کرد.
the labeler followed the project's annotation guidelines.
برچسبزننده از دستورالعملهای حاشیهنویسی پروژه پیروی کرد.
we are seeking a detail-oriented labeler.
ما به دنبال یک برچسبزننده با دقت و توجه به جزئیات هستیم.
the labeler identified objects in the video footage.
برچسبزننده اشیاء را در فیلم شناسایی کرد.
the labeler's feedback improved the labeling process.
بازخورد برچسبزننده باعث بهبود فرآیند برچسبگذاری شد.
the labeler ensured consistent labeling across the dataset.
برچسبزننده اطمینان حاصل کرد که برچسبگذاری در کل مجموعه دادهها سازگار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید