analyzer

[ایالات متحده]/əˈnælɪzər/
[بریتانیا]/ənˈælˌlɪzər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که چیزی را به دقت تحلیل یا بررسی می‌کند.; دستگاه یا ابزاری که داده‌ها یا اطلاعات را تحلیل می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

web analyzer

تحلیل‌گر وب

data analyzer

تحلیل‌گر داده

financial analyzer

تحلیل‌گر مالی

text analyzer

تحلیل‌گر متن

code analyzer

تحلیل‌گر کد

traffic analyzer

تحلیل‌گر ترافیک

sentiment analyzer

تحلیل‌گر احساسات

risk analyzer

تحلیل‌گر ریسک

performance analyzer

تحلیل‌گر عملکرد

market analyzer

تحلیل‌گر بازار

جملات نمونه

the website uses an analyzer to detect spam comments.

وب‌سایت از یک تحلیلگر برای شناسایی نظرات اسپم استفاده می‌کند.

the software includes a text analyzer for research purposes.

نرم‌افزار شامل یک تحلیلگر متن برای اهداف تحقیقاتی است.

he is a data analyzer for the marketing department.

او یک تحلیلگر داده برای بخش بازاریابی است.

we need an online sentiment analyzer to track customer feedback.

ما به یک تحلیلگر احساسات آنلاین برای پیگیری بازخورد مشتریان نیاز داریم.

the scientist used an image analyzer to study the patterns.

دانشمند از یک تحلیلگر تصویر برای مطالعه الگوها استفاده کرد.

the analyzer helped pinpoint the source of the problem.

تحلیلگر به شناسایی منبع مشکل کمک کرد.

they are developing a new type of speech analyzer.

آنها در حال توسعه یک نوع جدید تحلیلگر گفتار هستند.

the analyzer revealed key insights about the market.

تحلیلگر بینش‌های کلیدی در مورد بازار را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید