annotator

[ایالات متحده]/əˈnɒt.eɪ.tər/
[بریتانیا]/əˈnɑː.teɪ.tər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که یادداشت‌ها یا نظراتی به یک متن، تصویر و غیره اضافه می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

annotator guidelines

دستورالعمل‌های ارزیاب

manual annotator

ارزیاب دستی

annotator agreement

توافق ارزیاب

training annotators

آموزش ارزیاب‌ها

annotator feedback

بازخورد ارزیاب

annotator performance

عملکرد ارزیاب

annotator tool

ابزار ارزیاب

multiple annotators

چندین ارزیاب

annotator expertise

تخصص ارزیاب

annotator collaboration

همکاری ارزیاب

جملات نمونه

the annotator labeled each image with its corresponding category.

راه‌انداز هر تصویر را با دسته‌بندی مربوط به خود برچسب‌گذاری کرد.

annotators are essential for training machine learning models.

راه‌اندازان برای آموزش مدل‌های یادگیری ماشین ضروری هستند.

the annotator carefully reviewed the text for errors.

راه‌انداز متنی را به دقت برای یافتن خطا بررسی کرد.

annotators need to be detail-oriented and accurate.

راه‌اندازان باید دقیق و درست‌نظر باشند.

the team of annotators worked diligently on the project.

تیم راه‌اندازان با تلاش فراوان روی پروژه کار کردند.

annotators play a crucial role in natural language processing.

راه‌اندازان نقش مهمی در پردازش زبان طبیعی ایفا می‌کنند.

the annotator used specialized tools to mark up the data.

راه‌انداز از ابزارهای تخصصی برای علامت‌گذاری داده‌ها استفاده کرد.

annotators are often involved in research and development projects.

راه‌اندازان اغلب در پروژه‌های تحقیق و توسعه مشارکت دارند.

the annotator's work is essential for improving ai systems.

کار راه‌انداز برای بهبود سیستم‌های هوش مصنوعی ضروری است.

annotators need to have strong communication skills.

راه‌اندازان باید مهارت‌های ارتباطی قوی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید