teasing

[ایالات متحده]/'ti:ziŋ/
[بریتانیا]/ ˈtizɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار بازیگوشانه که به منظور تحریک یا آزردن کسی طراحی شده است، اغلب به روش سبک و خوش‌نیت.

عبارات و ترکیب‌ها

tease

مسخره کردن

جملات نمونه

the word was spoken with gently teasing mimicry.

کلمه با تقلید ملایم و شیطنت آمیز ادا شد.

I'm just teasing you.

من فقط با شما شوخی می‌کنم.

teasing their mother for more candy.

مادرشان را برای گرفتن بیشتر آبنبات تحریک می‌کنند.

Give over teasing that cat.

دیگر آن گربه را اذیت نکنید.

He must be teasing,or else he’s mad.

او حتماً شوخی می‌کند، وگرنه عصبانی است.

there was not one incident of teasing from the 90 pupils.

هیچ مورد اذیت و آزار از ۹۰ دانش‌آموز وجود نداشت.

coming from me, teasing is a backhanded compliment .

از من، سرزده‌شدن یک تعریف غیرمستقیم است.

one day a boy started teasing Grady.

یک روز پسری شروع به اذیت کردن گرادی کرد.

suddenly he wasn't teasing any more—he was deadly serious.

ناگهان دیگر شوخی نمی‌کرد - کاملاً جدی بود.

she was teasing out the curls into her usual hairstyle.

او با دقت و مهارت، موهایش را به حالت معمول خود می‌پیچاند.

The boys got a rise out of Joe by teasing him.

پسرها با اذیت کردن جو، او را تحریک کردند.

He showed great self-control when they were teasing him.

وقتی او را اذیت می‌کردند، او خودکنترخی زیادی نشان داد.

he was teasing her, and she could feel her colour rising.

او با او شوخی می‌کرد و او می‌توانست احساس کند که رنگش تغییر می‌کند.

Your teasing of the new typist has got beyond a joke and I advise you to stop it.

شوخی‌های شما با تایپیست جدید از حد شوخی گذشته و من به شما توصیه می‌کنم آن را متوقف کنید.

Her fine hands allowed her to flick and twirl the muleta, luring the bull and teasing him, with extraordinary artistry.

دست‌های ظریفش به او اجازه می‌داد با مهارت و هنر فوق‌العاده، مویلتا را بچرخاند، گاو را اغوا کند و او را تحریک کند.

Cackling chuckle is permeating the air around our ears,blue jokes are heard everywhere,playful squibbing and endless teasing make up most of our meetings,and cynical attitude has dominated our talks.

خنده و قهقهه در هوا در اطراف گوش‌های ما پخش می‌شود، شوخی‌های آبی همه جا شنیده می‌شود، شوخی‌های بازیگوشانه و مسخره کردن بی‌پایان بیشتر جلسات ما را تشکیل می‌دهد و نگرش بدبینانه بر صحبت‌های ما غلبه کرده است.

نمونه‌های واقعی

Kids bored? I'm teasing. I'm teasing. It looks good. What is it?

بچه‌ها خسته شدن؟ دارم شوخی می‌کنم. دارم شوخی می‌کنم. خوب به نظر می‌رسه. این چیه؟

منبع: Modern Family - Season 01

The teasing that day was worse than ever.

آن روز، مسخره کردن‌ها از همیشه بدتر بود.

منبع: Stephen King on Writing

I didn't cry. Okay, I'm just teasing you. But, yeah, you did.

من گریه نکردم. باشه، فقط دارم باهات شوخی می‌کنم. اما، آره، تو انجام دادی.

منبع: The Big Bang Theory Season 2

But, Olivia, there is one state that is probably getting some friendly teasing about its word.

اما، الیویا، یک ایالت وجود دارد که احتمالاً در مورد کلمه آن، مسخره کردن دوستانه دریافت می‌کند.

منبع: VOA Special October 2019 Collection

Then all seven began teasing to go.

سپس همه هفت نفر شروع به مسخره کردن برای رفتن کردند.

منبع: Charlotte's Web

She was just teasing Gerda to make her talk.

او فقط برای اینکه او را مجبور به صحبت کند، با گردا شوخی می‌کرد.

منبع: Bedtime stories for children

I'm just teasing. Any luck with Rose?

من فقط دارم شوخی می‌کنم. آیا با رز خوش شانس بودی؟

منبع: The Good Place Season 2

If it's not the cat, I'm gonna be really upset about how you're teasing this out.

اگر گربه نیست، واقعاً از اینکه چطور این را بیرون می‌کشی، خیلی ناراحت می‌شوم.

منبع: Modern Family - Season 08

Yes, I was! I felt bad about teasing you.

بله، من بودم! از اینکه باهات شوخی کردم، احساس بدی داشتم.

منبع: Modern Family Season 6

I glared at him, sure he was teasing now.

با عصبانیت به او خیره شدم، مطمئن بودم که او اکنون شوخی می‌کند.

منبع: Twilight: Eclipse

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید