| صفت یا فعل حال استمراری | joking |
joking around
سرگرم بودن
joking apart
جدی گفتن
This is no joking matter.
این موضوع شوخی نیست.
All joking apart, I think you're crazy.
با شوخی کنار، فکر میکنم شما دیوانه هستید.
joking aside , I've certainly had my fill.
با وجود شوخیها، من مطمئناً سیر شدهام.
he's always joking and larking about in the office.
او همیشه در دفتر شوخی میکند و خوشگذرانی میکند.
Joking aside, we really must do sth.
با وجود شوخیها، ما واقعاً باید کاری انجام دهیم.
Didn’t you know I was joking, you sap?
نمیدانستی که من شوخی میکنم، احمق؟
You may be joking but she's simple enough to believe you.
شاید شوخی میکنی، اما او به اندازهای ساده است که به تو باور کند.
No, but joking apart, do you think we should go and see if she’s OK?
نه، اما جدا از شوخیها، فکر میکنی باید برویم و ببینیم که او خوب است؟
He gained vicarious pleasure from watching people laughing and joking.
او از تماشای مردم در حال خندیدن و شوخی کردن، لذت غیرمستقیم برد.
All joking aside, can you swim 15 miles?
با وجود شوخیها، آیا میتوانی 15 مایل شنا کنی؟
I know she is joking because she has a big grin on her face.
میدانم که او شوخی میکند زیرا لبخند بزرگی روی صورتش دارد.
Joking apart, you ought to smoke fewer cigarettes, you know.
با وجود شوخیها، باید کمتر سیگار بکشی، میدانی.
He told me he thought I had a fantastic singing voice, but I think he was taking the piss (= he was only joking ).
به من گفت فکر می کند من صدای خوانندگی فوق العاده ای دارم، اما فکر می کنم شوخی می کند (= او فقط شوخی می کرد).
joking around
سرگرم بودن
joking apart
جدی گفتن
This is no joking matter.
این موضوع شوخی نیست.
All joking apart, I think you're crazy.
با شوخی کنار، فکر میکنم شما دیوانه هستید.
joking aside , I've certainly had my fill.
با وجود شوخیها، من مطمئناً سیر شدهام.
he's always joking and larking about in the office.
او همیشه در دفتر شوخی میکند و خوشگذرانی میکند.
Joking aside, we really must do sth.
با وجود شوخیها، ما واقعاً باید کاری انجام دهیم.
Didn’t you know I was joking, you sap?
نمیدانستی که من شوخی میکنم، احمق؟
You may be joking but she's simple enough to believe you.
شاید شوخی میکنی، اما او به اندازهای ساده است که به تو باور کند.
No, but joking apart, do you think we should go and see if she’s OK?
نه، اما جدا از شوخیها، فکر میکنی باید برویم و ببینیم که او خوب است؟
He gained vicarious pleasure from watching people laughing and joking.
او از تماشای مردم در حال خندیدن و شوخی کردن، لذت غیرمستقیم برد.
All joking aside, can you swim 15 miles?
با وجود شوخیها، آیا میتوانی 15 مایل شنا کنی؟
I know she is joking because she has a big grin on her face.
میدانم که او شوخی میکند زیرا لبخند بزرگی روی صورتش دارد.
Joking apart, you ought to smoke fewer cigarettes, you know.
با وجود شوخیها، باید کمتر سیگار بکشی، میدانی.
He told me he thought I had a fantastic singing voice, but I think he was taking the piss (= he was only joking ).
به من گفت فکر می کند من صدای خوانندگی فوق العاده ای دارم، اما فکر می کنم شوخی می کند (= او فقط شوخی می کرد).
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید