ridiculing

[ایالات متحده]/rɪˈdɪkjʊlɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈdɪkjʊlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تمسخر یا مسخره کردن کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

ridiculing others

تمسخر دیگران

ridiculing ideas

تمسخر ایده ها

ridiculing beliefs

تمسخر باورها

ridiculing behavior

تمسخر رفتار

ridiculing authority

تمسخر اقتدار

ridiculing someone

تمسخر کسی

ridiculing mistakes

تمسخر اشتباهات

ridiculing opinions

تمسخر نظرات

ridiculing culture

تمسخر فرهنگ

ridiculing trends

تمسخر روندها

جملات نمونه

he was ridiculing her efforts to learn a new language.

او تلاش‌های او برای یادگیری یک زبان جدید را مسخره می‌کرد.

they found joy in ridiculing the outdated fashion trends.

آنها از مسخره کردن ترندهای مد قدیمی لذت می‌بردند.

she couldn't help ridiculing the silly mistakes in the report.

او نمی‌توانست از مسخره کردن اشتباهات احمقانه در گزارش خودداری کند.

the comedian was known for ridiculing everyday situations.

آن کمدین به خاطر مسخره کردن موقعیت‌های روزمره شناخته می‌شد.

his friends started ridiculing him for his unusual hobby.

دوستانش شروع به مسخره کردن او به خاطر سرگرمی غیرمعمولش کردند.

ridiculing others is not a sign of intelligence.

مسخره کردن دیگران نشانه‌ای از هوش نیست.

she felt hurt after being ridiculed in front of her peers.

او بعد از مسخره شدن در مقابل همسالانش احساس ناراحتی کرد.

he often ridiculed the way people dressed in the 80s.

او اغلب نحوه لباس پوشیدن مردم در دهه 80 را مسخره می‌کرد.

ridiculing someone can damage their self-esteem.

مسخره کردن کسی می‌تواند عزت نفس آنها را خدشه‌دار کند.

they spent the evening ridiculing their favorite tv show.

آنها شب را به مسخره کردن برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود گذراندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید