tendu muscle
عضلۀ تندو
tendu position
موقعیت تندو
tendu leg
پای تندو
tendu foot
کف پای تندو
tendu stretch
کششی تندو
tendu line
خط تندو
tendu step
قدم تندو
tendu pose
حالت تندو
tendu ballet
باله تندو
tendu dance
رقص تندو
she felt the tension in the air, it was so tendu.
او تنش را در هوا احساس کرد، آنقدر 'تند' بود.
the rope was pulled tendu, ready for the race.
طناب به صورت 'تند' کشیده شد، آماده برای مسابقه.
his muscles were tendu after the workout.
عضلات او بعد از تمرین 'تند' بودند.
she spoke in a tendu voice, showing her stress.
او با صدایی 'تند' صحبت کرد و استرس خود را نشان داد.
the atmosphere became tendu during the negotiation.
فضای هوا در طول مذاکره 'تند' شد.
he had a tendu expression on his face.
او چهره ای 'تند' روی صورتش داشت.
the artist's lines were drawn tendu on the canvas.
خطوط هنرمند به صورت 'تند' روی بوم نقاشی کشیده شدند.
the situation was tendu, everyone was on edge.
وضعیت 'تند' بود، همه نگران بودند.
she took a deep breath to relax her tendu muscles.
او نفس عمیقی کشید تا عضلات 'تند' خود را آرام کند.
the team worked in a tendu environment to meet the deadline.
تیم در یک محیط 'تند' برای رسیدن به مهلت نهایی کار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید