flexed

[ایالات متحده]/flɛkst/
[بریتانیا]/flɛkst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی از flex; نشان دادن قدرت در آماده‌سازی برای یک وظیفه; آماده شدن برای عمل
adj. خمیده یا منحنی

عبارات و ترکیب‌ها

flexed muscles

عضلات کشیده

flexed arm

بازوی کشیده

flexed position

وضعیت کشیده

flexed wrist

مچ دست کشیده

flexed leg

پای کشیده

flexed back

پشت کشیده

flexed fingers

انگشتان کشیده

flexed knee

زانوی کشیده

flexed foot

کف پا کشیده

flexed torso

بالاتنه کشیده

جملات نمونه

he flexed his muscles before the competition.

او قبل از مسابقه عضلات خود را به نمایش گذاشت.

she flexed her creativity in the art project.

او خلاقیت خود را در پروژه هنری به نمایش گذاشت.

the athlete flexed his strength during the event.

ورزشکار در طول مسابقه قدرت خود را به نمایش گذاشت.

they flexed their negotiation skills to get a better deal.

آنها مهارت های مذاکره خود را به نمایش گذاشتند تا معامله بهتری به دست آورند.

he flexed his leadership abilities during the crisis.

او توانایی های رهبری خود را در طول بحران به نمایش گذاشت.

she flexed her knowledge of languages at the conference.

او دانش خود از زبان ها را در کنفرانس به نمایش گذاشت.

the team flexed their teamwork skills to complete the project.

تیم مهارت های کار گروهی خود را به نمایش گذاشت تا پروژه را تکمیل کند.

he flexed his artistic talents in the gallery.

او استعدادهای هنری خود را در گالری به نمایش گذاشت.

she flexed her cooking skills at the dinner party.

او مهارت های آشپزی خود را در مهمانی شام به نمایش گذاشت.

the presentation flexed their ability to engage the audience.

ارائه توانایی آنها را در جذب مخاطب به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید