tighten

[ایالات متحده]/ˈtaɪtn/
[بریتانیا]/ˈtaɪtn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. محکم‌تر کردن یا شدن؛ بستن یا ایمن کردن؛ سخت‌تر یا شدیدتر کردن؛ صرفه‌جویی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

tighten the screw

سفت کردن پیچ

tighten your grip

سفت کردن گرفتن

tighten up

سفت کردن

tighten one's belt

کمربند خود را ببندید

جملات نمونه

this preparation will cleanse and tighten the skin.

این محصول پوست را پاکسازی و سفت می‌کند.

In wartime everyone has to tighten their belts.

در زمان جنگ، همه باید کمربندها را ببندند.

we must tighten up defensively.

ما باید از نظر دفاعی محکم‌تر عمل کنیم.

an initiative to tighten up the laws on pornography.

ابتکاری برای سخت‌گیری قوانین در مورد فحاشی.

Turn the screw to the right to tighten it.

برای محکم کردن آن پیچ را به سمت راست بچرخانید.

They tightened the loopholes in those acts.

آنها نقاط ضعف موجود در آن قوانین را بستند.

Take your spanner, and tighten the nut.

آچار خود را بردارید و مهره را محکم کنید.

Border police tightened controls on tourists.

پلیس‌های مرزی کنترل‌ها را بر گردشگران سخت‌تر کردند.

military forces tightened their hold on the capital.

نیروهای نظامی کنترل خود را بر پایتخت سخت‌تر کردند.

he tightened his belt an extra notch.

او کمربند خود را یک درجه دیگر سفت کرد.

he tightened the tie of his robe.

او بند ردای خود را سفت کرد.

He tightened a few slack screws.

او چند پیچ شل را سفت کرد.

the joints can be tightened and slackened off again.

مفاصل می‌توانند دوباره سفت و شل شوند.

Wrap after that tightened a coat, go swaggeringly to go into barback.

بعد از بستن بارانی، با اعتماد به نفس به سمت باربر بروید.

Make sure the washer is firmly seated before tightening the pipe.

قبل از سفت کردن لوله، مطمئن شوید که واشر به طور محکم در جای خود قرار گرفته است.

We’ll have to tighten our belts if we want to save any money for our holidays this year.

اگر می‌خواهیم امسال برای تعطیلات خود پس‌انداز کنیم، باید کمربندهای خود را ببندیم.

central government has tightened control over local authority spending.

دولت مرکزی کنترل هزینه‌های مقامات محلی را سخت‌تر کرده است.

Cinching: Practice of pulling the end of a roll to tighten it. It's not recommended.

کشیدن: عمل کشیدن سر یک غلتک برای سفت کردن آن. توصیه نمی‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید