tinkered

[ایالات متحده]/ˈtɪŋkəd/
[بریتانیا]/ˈtɪŋkərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته tinker؛ برای انجام تنظیمات یا تعمیرات جزئی؛ به طور ناشیانه بر روی چیزی کار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

tinkered with

ور رفت

tinkered around

ور رفت در اطراف

tinkered together

با هم ور رفت

tinkered up

ور رفت به بالا

tinkered away

دور ور رفت

tinkered down

ور رفت به پایین

tinkered out

بیرون رفت

tinkered in

داخل ور رفت

tinkered on

روی آن ور رفت

جملات نمونه

he tinkered with the old car until it finally started.

او تا زمانی که ماشین قدیمی بالاخره روشن شد، با آن ور رفت.

she tinkered with the recipe to make it healthier.

او دستور العمل را تغییر داد تا سالم تر شود.

the kids tinkered with their toys all afternoon.

کودکان در طول بعد از ظهر با اسباب بازی های خود ور رفتند.

he tinkered with the settings on his camera.

او با تنظیمات دوربین خود ور رفت.

they tinkered around the house to fix the leaks.

آنها برای رفع نشتی ها در اطراف خانه ور رفتند.

she tinkered with the circuit board to improve its performance.

او با برد مدار ور رفت تا عملکرد آن را بهبود بخشد.

he often tinkered with gadgets in his spare time.

او اغلب در اوقات فراغت با وسایل ور رفت.

the engineer tinkered with the design to enhance efficiency.

مهندس با طراحی ور رفت تا کارایی را افزایش دهد.

they tinkered with the software to add new features.

آنها با نرم افزار ور رفتند تا ویژگی های جدیدی اضافه کنند.

after tinkering all night, he finally fixed the problem.

پس از ور رفتن تمام شب، او بالاخره مشکل را حل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید