tinkle

[ایالات متحده]/ˈtɪŋkl/
[بریتانیا]/ˈtɪŋkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ایجاد صدای ترد و زنگ‌دار
vi. ایجاد صدای جیرجیر
n. صدای جیرجیر

جملات نمونه

the distant tinkle of a cow bell.

صدای زنگوله دوردست گاو.

I’ll give you a tinkle tonight.

من امشب با شما تماس خواهم گرفت.

I'll give them a tinkle .

من به آنها زنگ خواهم زد.

A piano tinkled gently in the background.

پیانوی ملایم به آرامی در پس زمینه نواخته شد.

The sheep’s bell tinkled through the hills.

زنگ گوسفندان در میان تپه‌ها زنگ می‌زد.

The wine glass dropped to the floor with a tinkle.

لیوان شراب با صدای زنگوله روی زمین افتاد.

Derek tinkled the ivories for us.

درک برای ما روی پیانو نواخت.

The glasses tinkled as he carried them.

همانطور که او آنها را حمل می کرد، لیوان ها زنگ می زدند.

corks popped, glasses tinkled, and delicate canapés were served.

درب‌ها پف کردند، لیوان‌ها زنگ زدند و غذاهای کوچک سرو شدند.

I must search in the drowsy shade of the bakula grove, where pigeons coo in their corner, and fairies' anklets tinkle in the stillness of starry nights.

من باید در سایه ملایم درختان باکولا جستجو کنم، جایی که کبوترها در گوشه خود هم‌نوا می‌شوند و زنگوله‌های النگوی پریان در سکوت شب‌های پرستاره زنگ می‌زنند.

نمونه‌های واقعی

The smashed glass tinkled on the floor.

شیشه‌های خرد شده روی زمین صدا می‌دادند.

منبع: Brave New World

And sometimes, or oftentimes I have to go tinkle.

و گاهی اوقات، یا اغلب اوقات، مجبورم بروم و دستشویی کنم.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

So that's what I do. I go tinkle.

بنابراین این کاری است که من انجام می‌دهم. من می‌روم و دستشویی کنم.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

Yes, gone. No more. Sayonara magic tinkle powers.

بله، تمام شده. نه بیشتر. خداحافظی قدرت جادویی تینکله.

منبع: Lost Girl Season 4

The loveliest flowers, those that tinkled best, had been placed in the passages.

زیباترین گل‌ها، آن‌هایی که بهترین صدا را می‌دادند، در راهروها قرار داده شده بودند.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

There was a tinkle at my bell, and I left her to open the door.

صدایی از زنگ در به گوش رسید و من به او اجازه دادم در را باز کند.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Hermione gave a tinkling laugh and said, " There's a table over here...Coming. Ginny? "

هرمیون با خنده ای زنگوله ای گفت: " اینجا یک میز وجود دارد...می‌آیم. جینی؟"

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

So I like to brush my teeth, tinkle, enter kitchen, start process.

پس من دوست دارم دندان هایم را مسواک بزنم، تیکله، وارد آشپزخانه شوم، فرآیند را شروع کنم.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

" The only sound I hear, " said Wendy, " is like a tinkle of bells" .

" تنها صدایی که می شنوم، "وندی گفت، " شبیه صدای زنگوله ها است."

منبع: Peter Pan

The three bells in Dany's braid tinkled when she laughed. " You mean inches, I think" .

سه زنگوله در بافت دانی وقتی خندید، زنگوله خوردند. " منظورتان اینچ است، فکر کنم."

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید