toadying

[ایالات متحده]/ˈtəʊdɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtoʊdiɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل چاپلوسی یا جلب توجه به کسی

عبارات و ترکیب‌ها

toadying behavior

خالصه‌‌پردازی

toadying up

خالصه‌‌پردازی کردن

toadying remarks

اظهارات چاپلوسانه

toadying attitude

حرفه‌ای چاپلوسانه

toadying tactics

تاکتیک‌های چاپلوسانه

toadying actions

اقدامات چاپلوسانه

toadying friends

دوستان چاپلوس

toadying style

سبک چاپلوسانه

toadying for favors

چاپلوسی برای منت گرفتن

toadying culture

فرهنگ چاپلوسی

جملات نمونه

his toadying behavior made him unpopular among his peers.

رفتار چاپلوسانه‌اش باعث شد که در بین همسالانش محبوب نباشد.

toadying to the boss won't help you get promoted.

چاپلوس‌بازی با رئیس به شما در ارتقای شغلی کمک نخواهد کرد.

she was criticized for her toadying attitude towards authority.

او به خاطر رفتار چاپلوسانه‌اش نسبت به اقتدار مورد انتقاد قرار گرفت.

toadying is often seen as a sign of weakness.

چاپلوس‌بازی اغلب به عنوان نشانه ضعف تلقی می‌شود.

his toadying remarks made everyone uncomfortable.

اظهارات چاپلوسانه او باعث ناراحتی همه شد.

toadying to influential people can backfire.

چاپلوس‌بازی با افراد влиятельный می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد.

she avoided toadying and preferred to be honest.

او از چاپلوس‌بازی اجتناب کرد و ترجیح داد صادق باشد.

his toadying was transparent and easily seen through.

چاپلوس‌بازی او آشکار و به راحتی قابل تشخیص بود.

toadying may get you ahead temporarily, but not in the long run.

شاید چاپلوس‌بازی به طور موقت شما را جلو بیندازد، اما نه در درازمدت.

she realized that toadying was not the way to earn respect.

او متوجه شد که چاپلوس‌بازی راهی برای کسب احترام نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید