toadying behavior
خالصهپردازی
toadying up
خالصهپردازی کردن
toadying remarks
اظهارات چاپلوسانه
toadying attitude
حرفهای چاپلوسانه
toadying tactics
تاکتیکهای چاپلوسانه
toadying actions
اقدامات چاپلوسانه
toadying friends
دوستان چاپلوس
toadying style
سبک چاپلوسانه
toadying for favors
چاپلوسی برای منت گرفتن
toadying culture
فرهنگ چاپلوسی
his toadying behavior made him unpopular among his peers.
رفتار چاپلوسانهاش باعث شد که در بین همسالانش محبوب نباشد.
toadying to the boss won't help you get promoted.
چاپلوسبازی با رئیس به شما در ارتقای شغلی کمک نخواهد کرد.
she was criticized for her toadying attitude towards authority.
او به خاطر رفتار چاپلوسانهاش نسبت به اقتدار مورد انتقاد قرار گرفت.
toadying is often seen as a sign of weakness.
چاپلوسبازی اغلب به عنوان نشانه ضعف تلقی میشود.
his toadying remarks made everyone uncomfortable.
اظهارات چاپلوسانه او باعث ناراحتی همه شد.
toadying to influential people can backfire.
چاپلوسبازی با افراد влиятельный میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
she avoided toadying and preferred to be honest.
او از چاپلوسبازی اجتناب کرد و ترجیح داد صادق باشد.
his toadying was transparent and easily seen through.
چاپلوسبازی او آشکار و به راحتی قابل تشخیص بود.
toadying may get you ahead temporarily, but not in the long run.
شاید چاپلوسبازی به طور موقت شما را جلو بیندازد، اما نه در درازمدت.
she realized that toadying was not the way to earn respect.
او متوجه شد که چاپلوسبازی راهی برای کسب احترام نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید