collaborate

[ایالات متحده]/kəˈlæbəreɪt/
[بریتانیا]/kəˈlæbəreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور مشترک بر روی یک فعالیت کار کردن، به ویژه برای تولید یا خلق چیزی
n. شخصی که به طور مشترک بر روی یک فعالیت کار می‌کند، به ویژه برای تولید یا خلق چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

collaborate with

همکاری با

جملات نمونه

collaborate on a book with sb.

همکاری در نوشتن کتاب با کسی

collaborate with an enemy

همکاری با دشمن

during the last war they collaborated with the Nazis.

در طول جنگ جهانی، آنها با نازی‌ها همکاری کردند.

he would be forced to collaborate willy-nilly.

او مجبور می‌شد بدون فکر کردن همکاری کند.

Two writers collaborated on the script for the film.

دو نویسنده برای فیلم‌نامه فیلم با یکدیگر همکاری کردند.

We have collaborated closely with the university on this project.

ما به طور نزدیک با دانشگاه در این پروژه همکاری کرده‌ایم.

he collaborated with a distinguished painter on the designs.

او با یک نقاش برجسته در طراحی‌ها همکاری کرد.

"During the wartime, anyone who collaborated might be sentenced to be shot."

«در طول جنگ، هر کسی که همکاری می‌کرد ممکن بود به اعدام محکوم شود.»

Between 1862 and 1883 he collaborated with Joseph HOODER to publish Genera Plantarum, a world flora describing 7569 genera and 97000 species, which is considered his greatest achievement.

بین سال‌های 1862 تا 1883، او با جوزف هوودر برای انتشار Genera Plantarum، یک گیاه‌شناسی جهانی که 7569 جنس و 97000 گونه را توصیف می‌کند، همکاری کرد که به عنوان بزرگترین دستاورد او در نظر گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید