trenches

[ایالات متحده]/ˈtrɛn.tʃɪz/
[بریتانیا]/ˈtrɛn.tʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خندق‌های بلند و باریک یا حفاری‌ها؛ مناطقی که نیروهای نظامی در آن محافظت می‌شوند
v. خندقی حفر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

in the trenches

در سنگرها

trench warfare

جنگ سنگری

digging trenches

حفر سنگر

life in trenches

زندگی در سنگرها

trench coat

کت بلند

trench foot

بیماری سنگری

trench rescue

نجات از سنگر

trench line

خط سنگری

trench system

سیستم سنگری

trench experience

تجربه سنگری

جملات نمونه

the soldiers dug trenches to protect themselves from enemy fire.

سربازان برای محافظت از خود در برابر آتش دشمن خندق کندند.

we spent hours in the trenches, working on the project together.

ما ساعت‌ها در خندقها وقت گذراندیم و روی پروژه با هم کار کردیم.

he learned valuable lessons from his time in the trenches.

او درس‌های ارزشمندی از زمانی که در خندقها گذراند، آموخت.

the volunteers worked tirelessly in the trenches during the disaster.

داوطلبان در طول فاجعه به طور خستگی‌ناپذیر در خندقها کار کردند.

life in the trenches can be tough and demanding.

زندگی در خندقها می‌تواند سخت و طاقت‌فرسا باشد.

the documentary showcased the realities of life in the trenches.

مستند واقعیت‌های زندگی در خندقها را به تصویر کشید.

they built trenches to manage the heavy rainfall.

آنها خندق ساختند تا باران شدید را مدیریت کنند.

she felt a sense of camaraderie with her friends in the trenches.

او احساس همبستگی با دوستانش در خندقها داشت.

working in the trenches requires teamwork and dedication.

کار کردن در خندقها نیاز به کار گروهی و تعهد دارد.

he often reminisced about the days spent in the trenches.

او اغلب به روزهایی که در خندقها گذراند، دلنوشته می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید