combat zone
منطقه جنگ
combat pilot
خلبان جنگ
urban combat
نبرد شهری
combat readiness
آمادگی رزمی
combat medic
تکنسین پزشکی رزمی
combat engineer
مهندس رزمی
combat with
نبرد با
combat aircraft
هواپیمای جنگی
combat corruption
فساد جنگ
combat power
قدرت رزمی
hand-to-hand combat
نبرد تن به تن
combat fatigue
خستگی ناشی از جنگ
combat for
نبرد برای
combat boots; combat troops.
چکمههای رزمی؛ سربازان رزمی.
a programme to combat racism.
یک برنامه برای مبارزه با نژادپرستی
combat with one's opponents
مبارزه با حریفان
an effort to combat drug trafficking.
تلاش برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر
flew 50 combat missions.
۵۰ مأموریت رزمی پرواز کرد.
combat aircraft aloft and aground.
هواپیماهای جنگی در هوا و روی زمین.
a breakthrough in combating the disease may be at hand.
احتمالاً پیشرفت قابل توجهی در مبارزه با بیماری وجود دارد.
They considered combat duty a lottery.
آنها خدمت رزمی را به عنوان یک قرعهکشی در نظر گرفتند.
Ophidian deals no combat damage this turn.
Ophidian این نوبت هیچ آسیب رزمی وارد نمیکند.
not reactive, but proactive steps to combat terrorism.
نه واکنشی، بلکه گامهای پیشگیرانه برای مبارزه با تروریسم.
bistate cooperation in combating crime.
همکاری دو ایالتی در مبارزه با جرم و جنایت.
We must combat extravagance and waste.
ما باید اسراف و هدر رفتن را سرکوب کنیم.
The governments acted in unison to combat terrorism.
دولتها برای مبارزه با تروریسم با اتحاد عمل کردند.
five Hurricanes were shot down in combat .
پنج هوریکین در نبرد سرنگون شدند.
infantry, armor, and other combat arms.
نیروی پیاده نظام، زره پوش و سایر یگانهای رزمی.
Our combat mission in Afghanistan is over.
ماموریت جنگی ما در افغانستان به پایان رسیده است.
منبع: CNN Selected October 2015 CollectionGlobal efforts to combat climate change have failed.
تلاشهای جهانی برای مقابله با تغییرات آب و هوایی شکست خوردهاند.
منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection, October 2013They wrestled one another to learn hand-to-hand combat.
آنها با یکدیگر کشتی گرفتند تا هنرهای رزمی نزدیک را یاد بگیرند.
منبع: Women Who Changed the WorldTwo mighty brains locked in mortal tax code combat.
دو مغز قدرتمند درگیر نبردی مرگبار با قوانین مالیاتی بودند.
منبع: Young Sheldon Season 4Mexican authorities have unveiled a strategy to combat growing inflation.
مقامات مکزیک یک استراتژی برای مقابله با تورم رو به رشد معرفی کردهاند.
منبع: CRI Online May 2022 CollectionLaamb mixes physical combat and acrobatics.
لآمب ترکیبی از مبارزه فیزیکی و آکروباتیک است.
منبع: VOA Slow English - Entertainment" Trained in combat! " repeated Harry incredulously.
« آموزش دیده در نبرد! » هری با ناباوری تکرار کرد.
منبع: Harry Potter and the Order of the PhoenixThe panelists are urging an international effort to combat climate change.
داوران خواستار یک تلاش بینالمللی برای مقابله با تغییرات آب و هوایی هستند.
منبع: VOA Standard English_ TechnologyToday Europe is at the very forefront of a global endeavor to combat climate change.
امروز اروپا در خط مقدم یک تلاش جهانی برای مقابله با تغییرات آب و هوایی قرار دارد.
منبع: People in the KnowI got when I was developing a plan to combat deforestation.
من زمانی که در حال توسعه طرحی برای مقابله با از بین رفتن جنگلها بودم، آن را به دست آوردم.
منبع: TED Talks (Audio Version) January 2015 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید