ditch the plan
لغو برنامه
in the ditch
در چاه
oxidation ditch
چاه تهویه
foundation ditch
چاه پی
last ditch
آخرین تلاش
drainage ditch
খাল زهکشی
irrigation ditch
چاه آبیاری
hop a ditch two feet wide.
پريدن از روی یک جوی آب به عرض دو فوت.
She ditched that old car.
او آن ماشین قدیمی را کنار گذاشت.
paralleled the ditch to the highway.
جوی آب را تا اتوبان دنبال کرد.
This is a last-ditch attempt to stop the strike.
این یک تلاش آخرالزمانی برای متوقف کردن اعتصاب است.
ditched the old yard furniture.
وسایل قدیمی حیاط را دور انداخت.
The possibility of a last-ditch on the part of the enemy should not be lightly dismissed.
احتمال اینکه دشمن در لحظه آخر اقدامی انجام دهد نباید دست کم گرفته شود.
he was praised for ditching the coastal areas.
به خاطر رها کردن مناطق ساحلی مورد تحسین قرار گرفت.
maybe she could ditch school and run away.
شاید بتواند مدرسه را ترک کند و فرار کند.
a last-ditch effort to avert the threatened strike.
یک تلاش آخر برای جلوگیری از اعتصاب تهدید شده.
a ditch which caused the tower to subside slightly.
جویی که باعث شد برج کمی فرونشست.
He's ditched his girl friend.
او دخترش را ترک کرده است.
They are making a last-ditch stand to save the company.
آنها برای نجات شرکت آخرین تلاش خود را انجام می دهند.
The water flows into the ditch at the edge of the rice field.
آب به داخل جوی آب در حاشیه شالیزار جریان دارد.
A ditch diverted water from the stream into the fields.
یک جوی آب، آب را از جویبار به داخل مزارع منحرف کرد.
My headlights shone over a broad ditch of water.
چراغهای من بر روی یک جوی آب وسیع تابیده شد.
The ditch was so broad that no animal can hop it.
جوی آب آنقدر وسیع بود که هیچ حیوانی نمی تواند از روی آن بپرد.
he ditched the unpopular policies bequeathed to him.
او سیاستهای непопуляр که به او به ارث رسیده بود را کنار گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید