attributed to
نسبت دادن به
contributed to
به آن کمک کرد
attributed effects
اثرات نسبت داده شده
greatly attributed
به شدت نسبت داده شد
positively attributed
به طور مثبت نسبت داده شد
negatively attributed
به طور منفی نسبت داده شد
partially attributed
به طور جزئی نسبت داده شد
mainly attributed
به طور عمده نسبت داده شد
directly attributed
به طور مستقیم نسبت داده شد
commonly attributed
به طور معمول نسبت داده شد
he attributed his success to hard work and dedication.
او موفقیت خود را به تلاش و تعهد نسبت داد.
the committee attributed the delay to unforeseen circumstances.
کمیته تأخیر را به شرایط پیشبینی نشده نسبت داد.
she attributed her achievements to her supportive family.
او دستاوردهای خود را به خانوادهاش نسبت داد.
the scientist attributed the results to a new method.
دانشمند نتایج را به یک روش جدید نسبت داد.
they attributed the problem to a lack of communication.
آنها مشکل را به فقدان ارتباط نسبت دادند.
he attributed his illness to stress and poor diet.
او بیماری خود را به استرس و رژیم غذایی نامناسب نسبت داد.
the author attributed the book's popularity to its relatable themes.
نویسنده محبوبیت کتاب را به موضوعات قابل ارتباط آن نسبت داد.
she attributed her artistic talent to years of practice.
او استعداد هنری خود را به سالها تمرین نسبت داد.
they attributed the team's victory to their strong teamwork.
آنها پیروزی تیم را به کار تیمی قوی آنها نسبت دادند.
experts attributed the rise in temperatures to climate change.
متخصصان افزایش دما را به تغییرات آب و هوایی نسبت دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید