tributed

[ایالات متحده]/ˈtrɪb.juː.tɪd/
[بریتانیا]/ˈtrɪb.juː.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ادای احترام کردن یا پرداخت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

attributed to

نسبت دادن به

contributed to

به آن کمک کرد

attributed effects

اثرات نسبت داده شده

greatly attributed

به شدت نسبت داده شد

positively attributed

به طور مثبت نسبت داده شد

negatively attributed

به طور منفی نسبت داده شد

partially attributed

به طور جزئی نسبت داده شد

mainly attributed

به طور عمده نسبت داده شد

directly attributed

به طور مستقیم نسبت داده شد

commonly attributed

به طور معمول نسبت داده شد

جملات نمونه

he attributed his success to hard work and dedication.

او موفقیت خود را به تلاش و تعهد نسبت داد.

the committee attributed the delay to unforeseen circumstances.

کمیته تأخیر را به شرایط پیش‌بینی نشده نسبت داد.

she attributed her achievements to her supportive family.

او دستاوردهای خود را به خانواده‌اش نسبت داد.

the scientist attributed the results to a new method.

دانشمند نتایج را به یک روش جدید نسبت داد.

they attributed the problem to a lack of communication.

آنها مشکل را به فقدان ارتباط نسبت دادند.

he attributed his illness to stress and poor diet.

او بیماری خود را به استرس و رژیم غذایی نامناسب نسبت داد.

the author attributed the book's popularity to its relatable themes.

نویسنده محبوبیت کتاب را به موضوعات قابل ارتباط آن نسبت داد.

she attributed her artistic talent to years of practice.

او استعداد هنری خود را به سال‌ها تمرین نسبت داد.

they attributed the team's victory to their strong teamwork.

آنها پیروزی تیم را به کار تیمی قوی آنها نسبت دادند.

experts attributed the rise in temperatures to climate change.

متخصصان افزایش دما را به تغییرات آب و هوایی نسبت دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید