attributed

[ایالات متحده]/əˈtrɪbjuːtɪd/
[بریتانیا]/əˈtrɪbjuːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به عنوان ناشی از کسی یا چیزی در نظر گرفتن؛ ویژگی یا خصوصیتی را به کسی یا چیزی نسبت دادن

عبارات و ترکیب‌ها

attributed to

نسبت دادن به

attributed success to

نسبت دادن موفقیت به

attributed success

نسبت دادن موفقیت

attributed failure

نسبت دادن شکست

جملات نمونه

the success of the project can be attributed to teamwork.

موفقیت پروژه را می‌توان به همکاری تیمی نسبت داد.

his achievements are often attributed to hard work and dedication.

دستاوردهای او اغلب به تلاش و تعهد نسبت داده می‌شود.

the rise in temperature is attributed to climate change.

افزایش دما را می‌توان به تغییرات آب و هوایی نسبت داد.

many health issues can be attributed to poor diet.

بسیاری از مشکلات سلامتی را می‌توان به رژیم غذایی نامناسب نسبت داد.

her success is attributed to her innovative ideas.

موفقیت او را می‌توان به ایده‌های نوآورانه او نسبت داد.

the decline in sales is attributed to increased competition.

کاهش فروش را می‌توان به افزایش رقابت نسبت داد.

his popularity can be attributed to his charismatic personality.

محبوبیت او را می‌توان به شخصیت کاریزماتیک او نسبت داد.

the delay in the project was attributed to unforeseen circumstances.

تاخیر در پروژه را می‌توان به شرایط پیش‌بینی نشده نسبت داد.

many factors can be attributed to economic growth.

بسیاری از عوامل را می‌توان به رشد اقتصادی نسبت داد.

her expertise in the field is attributed to years of experience.

تخصص او در این زمینه را می‌توان به سال‌ها تجربه نسبت داد.

her achievements are often attributed to her hard work.

دستاوردهای او اغلب به تلاش او نسبت داده می‌شود.

many health problems are attributed to poor diet.

بسیاری از مشکلات سلامتی را می‌توان به رژیم غذایی نامناسب نسبت داد.

the decline in sales can be attributed to the economic downturn.

کاهش فروش را می‌توان به رکود اقتصادی نسبت داد.

his popularity is attributed to his charming personality.

محبوبیت او را می‌توان به شخصیت جذاب او نسبت داد.

the increase in pollution is attributed to industrial growth.

افزایش آلودگی را می‌توان به رشد صنعتی نسبت داد.

her success in the competition can be attributed to her determination.

موفقیت او در مسابقه را می‌توان به پشتکار او نسبت داد.

his failure in the exam was attributed to lack of preparation.

شکست او در امتحان را می‌توان به کمبود آمادگی نسبت داد.

the company's growth is attributed to innovative strategies.

رشد شرکت را می‌توان به استراتژی‌های نوآورانه نسبت داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید