assigned

[ایالات متحده]/ə'saind/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تعیین شده; تخصیص یافته
v. تعیین کردن; واگذار کردن; تخصیص دادن

عبارات و ترکیب‌ها

task assigned

وظیفه محول شده

position assigned

سمت محول شده

assign work

محول کردن کار

assign a value

مقدار اختصاص دادن

جملات نمونه

be assigned to a new post

به یک پست جدید منصوب شوند

The antique is assigned to the eleventh Century.

این عتیقهه به قرن یازدهم منصوب است.

Congress had assigned the task to the agency.

کنگره این وظیفه را به سازمان محول کرده بود.

she has been assigned to a new job.

او به یک شغل جدید منصوب شده است.

The hardest work was assigned to the strongest laborers.

سخت ترین کار به سخت کوشان محول شد.

a U.S. diplomat assigned to the embassy in London

یک دیپلمات آمریکایی که به سفارت در لندن منصوب شده است

did the assigned work and then some.

کارهای محول شده را انجام دادند و حتی بیشتر.

The monitor was assigned to take notes for the meeting.

به ناظر وظیفه یادداشت برداری برای جلسه محول شد.

The two governments assigned a day for the next negotiation.

دو دولت روزی را برای مذاکرات بعدی تعیین کردند.

They have assigned me a small room.

یک اتاق کوچک به من اختصاص داده اند.

The captain assigned two soldiers to guard the gate.

سربازان دو نفر برای محافظت از دروازه به کاپیتان محول شدند.

A different policeman has been assigned to the case.

یک افسر پلیس متفاوت به این پرونده منصوب شده است.

He's a U.S. diplomat assigned to the embassy in London.

او یک دیپلمات آمریکایی است که به سفارت در لندن منصوب شده است.

The general assigned him to do the tough task.

ژنرال او را برای انجام این کار سخت منصوب کرد.

He was assigned to the company’s branch in Cairo.

او به شعبه شرکت در قاهره منصوب شد.

Program music as a genre is usually assigned to the Romantic period.

موسیقی برنامه نویسی به عنوان یک ژانر معمولاً به دوره رمانتیک نسبت داده می شود.

The teacher assigned me a seat under the window.

معلم یک صندلی زیر پنجره به من اختصاص داد.

The fifth is assigned to crack shaft (with the doline in the same seam).

پنجمین به گودال ترک خورده (با دولین در همان لبه) اختصاص دارد.

نمونه‌های واقعی

And you will be assigned a function.

شما یک وظیفه به شما اختصاص داده خواهد شد.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

This is not your office. It hasn't been assigned yet.

این دفتر شما نیست. هنوز به شما اختصاص داده نشده است.

منبع: The Big Bang Theory Season 5

Each group has been assigned one in advance.

هر گروه از قبل یکی دریافت کرده است.

منبع: Wall Street Journal

One or two would be assigned to a group of soldiers.

یک یا دو نفر به گروهی از سربازان اختصاص داده می شد.

منبع: New question types for the CET-6 (College English Test Band 6).

It describes an experiment in which volunteers are assigned to teams.

این آزمایشی را توصیف می کند که در آن داوطلبان به تیم ها اختصاص داده می شوند.

منبع: The Economist (Summary)

The trained cadets have been assigned to their places of duty.

نیروی دریایی آموزش دیده به مکان های وظیفه خود اختصاص داده شده است.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

U. n. o. s. has already assigned who gets which donor.

U. n. o. s. از قبل تعیین کرده است چه کسی کدام اهدا کننده را دریافت می کند.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

As well as having a supervisor, you'll each be assigned a mentor.

علاوه بر داشتن یک ناظر، هر کدام یک مربی خواهید داشت.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14

Generally assigned to North and South side.

به طور کلی به سمت شمال و جنوب اختصاص داده می شود.

منبع: English Accent Showdown

Indeed we do, but I've already assigned it to Ms. Shaw.

بله، ما این کار را انجام می دهیم، اما من قبلاً آن را به خانم شاو اختصاص داده ام.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید