trickily

[ایالات متحده]/ˈtrɪkɪli/
[بریتانیا]/ˈtrɪkɪli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای فریبنده; با نیرنگ; به طور فریبنده; به وسیله‌ی حقه‌بازی

عبارات و ترکیب‌ها

trickily designed

طراحی پیچیده

trickily worded

بیان پیچیده

trickily hidden

به طور پنهانی طراحی شده

trickily placed

به طور ماهرانه قرار داده شده

trickily timed

زمان‌بندی پیچیده

trickily executed

به طور ماهرانه اجرا شد

trickily crafted

به طور ماهرانه ساخته شده

trickily illustrated

به طور ماهرانه تصویرسازی شده

trickily phrased

به طور ماهرانه بیان شده

trickily arranged

به طور ماهرانه مرتب شده

جملات نمونه

she solved the puzzle trickily, using a unique approach.

او معما را به طرز زیرکانه و با استفاده از یک رویکرد منحصر به فرد حل کرد.

the magician trickily made the rabbit disappear.

جادوگر به طرز زیرکانه خرگوش را ناپدید کرد.

he trickily navigated through the traffic to reach on time.

او به طرز زیرکانه از میان ترافیک عبور کرد تا به موقع برسد.

she trickily avoided the questions during the interview.

او به طرز زیرکانه از پاسخ دادن به سؤالات در طول مصاحبه خودداری کرد.

the game was designed to be trickily challenging.

بازی به گونه ای طراحی شده بود که به طرز چالش برانگیزی باشد.

trickily, he changed the subject to avoid conflict.

او به طرز زیرکانه موضوع را تغییر داد تا از درگیری جلوگیری کند.

the instructions were trickily worded, making it hard to understand.

دستورالعمل ها به گونه ای به طور زیرکانه نوشته شده بودند که درک آنها را دشوار می کرد.

she trickily managed to keep her surprise party a secret.

او به طرز زیرکانه موفق شد مهمانی غافلگیری خود را مخفی نگه دارد.

he trickily outsmarted his opponents in the debate.

او به طرز زیرکانه حریفان خود را در بحث شکست داد.

the plot of the movie was trickily woven with twists.

طرح فیلم به طرز زیرکانه ای با پیچ و تاب ها بافته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید