trickled

[ایالات متحده]/ˈtrɪk.əld/
[بریتانیا]/ˈtrɪk.əld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارک trickle؛ به صورت قطره‌ای جریان یافتن یا افتادن؛ به آرامی حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

trickled down

به آرامی پایین آمد

trickled away

به آرامی از بین رفت

trickled in

به آرامی وارد شد

trickled out

به آرامی خارج شد

trickled through

از میان آن جاری شد

trickled along

در طول آن جاری شد

trickled over

روی آن جاری شد

trickled past

کنار آن جاری شد

trickled into

وارد آن شد

trickled back

به عقب بازگشت

جملات نمونه

the water trickled down the rocks.

آب روی سنگ‌ها جاری شد.

she watched as the sunlight trickled through the leaves.

او تماشا کرد که نور خورشید از میان برگ‌ها عبور می‌کرد.

he felt the sweat trickled down his back.

او احساس کرد که عرق از پشتش سرازیر می‌شود.

time trickled away as they waited.

در حالی که آن‌ها منتظر بودند، زمان به آرامی سپری شد.

news of the event trickled in slowly.

اخبار این رویداد به آرامی منتشر شد.

the paint trickled down the canvas.

رنگ روی بوم به آرامی سرازیر شد.

water trickled from the broken pipe.

آب از لوله شکسته جاری شد.

she trickled some oil into the pan.

او مقداری روغن را در تابه ریخت.

as he spoke, his words trickled out slowly.

همانطور که صحبت می‌کرد، کلماتش به آرامی بیرون می‌آمدند.

the tears trickled down her cheeks.

اشک‌ها از گونه‌هایش سرازیر شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید