trickled down
به آرامی پایین آمد
trickled away
به آرامی از بین رفت
trickled in
به آرامی وارد شد
trickled out
به آرامی خارج شد
trickled through
از میان آن جاری شد
trickled along
در طول آن جاری شد
trickled over
روی آن جاری شد
trickled past
کنار آن جاری شد
trickled into
وارد آن شد
trickled back
به عقب بازگشت
the water trickled down the rocks.
آب روی سنگها جاری شد.
she watched as the sunlight trickled through the leaves.
او تماشا کرد که نور خورشید از میان برگها عبور میکرد.
he felt the sweat trickled down his back.
او احساس کرد که عرق از پشتش سرازیر میشود.
time trickled away as they waited.
در حالی که آنها منتظر بودند، زمان به آرامی سپری شد.
news of the event trickled in slowly.
اخبار این رویداد به آرامی منتشر شد.
the paint trickled down the canvas.
رنگ روی بوم به آرامی سرازیر شد.
water trickled from the broken pipe.
آب از لوله شکسته جاری شد.
she trickled some oil into the pan.
او مقداری روغن را در تابه ریخت.
as he spoke, his words trickled out slowly.
همانطور که صحبت میکرد، کلماتش به آرامی بیرون میآمدند.
the tears trickled down her cheeks.
اشکها از گونههایش سرازیر شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید