ran

[ایالات متحده]/ræn/
[بریتانیا]/ræn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی run

عبارات و ترکیب‌ها

ran fast

به سرعت دوید

ran away

گریخت

ran out

تمام شد

ran hard

سخت دوید

ran smoothly

به خوبی دوید

ran late

دیر رسید

ran wild

بی‌مهارانه دوید

ran deep

به عمق دوید

ran dry

خشک دوید

ran quick

سریع دوید

جملات نمونه

she ran to catch the bus.

او برای گرفتن اتوبوس دوید.

he ran a marathon last year.

او سال گذشته در یک ماراتن شرکت کرد.

they ran out of time during the exam.

آنها در طول امتحان وقت نداشتند.

the children ran in the park.

کودکان در پارک بازی کردند.

she ran a successful business for ten years.

او یک کسب و کار موفق را به مدت ده سال اداره کرد.

he ran into an old friend at the store.

او دوست قدیمی خود را در مغازه ملاقات کرد.

the dog ran after the ball.

سگ به دنبال توپ دوید.

we ran into problems during the project.

ما در طول پروژه با مشکلاتی مواجه شدیم.

she ran through the rain to get home.

او برای رسیدن به خانه از میان باران دوید.

the engine ran smoothly after the repair.

موتور پس از تعمیر به خوبی کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید