dripped

[ایالات متحده]/drɪpt/
[بریتانیا]/drɪpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارک drip; به صورت قطره قطره افتادن; حاوی بودن یا پر بودن از مایع

عبارات و ترکیب‌ها

dripped water

آب چکه کرد

dripped paint

رنگ چکه کرد

dripped blood

خون چکه کرد

dripped wax

موم چکه کرد

dripped syrup

شربت چکه کرد

dripped ink

جوهر چکه کرد

dripped oil

روغن چکه کرد

dripped juice

آب میوه چکه کرد

dripped chocolate

شکلات چکه کرد

dripped sauce

سس چکه کرد

جملات نمونه

the candle dripped wax onto the table.

شمع، موم را روی میز می‌چکاند.

rain dripped from the leaves after the storm.

باران پس از طوفان از برگ‌ها می‌چکید.

blood dripped from the cut on his finger.

خون از برش روی انگشتش می‌چکید.

the ice cream dripped down her hand.

آب‌نبات از دستش چکه کرد.

water dripped from the faucet all night.

تمام شب آب از شیر چکه می‌کرد.

the paint dripped onto the floor.

رنگ روی زمین می‌چکید.

her tears dripped onto the letter.

اشک‌هایش روی نامه می‌چکید.

the melting snow dripped from the roof.

برف آب‌شده از پشت‌بام می‌چکید.

honey dripped from the spoon onto the plate.

عسل از قاشق روی بشقاب می‌چکید.

the candlelight flickered as wax dripped.

نور شمع چشمک می‌زد زیرا موم می‌چکید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید