trotted

[ایالات متحده]/ˈtrɒtɪd/
[بریتانیا]/ˈtrɑːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی مشارکتی از trot؛ به‌سرعت راه رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

trotted away

به سمت دور رفت

trotted back

به عقب بازگشت

trotted along

همراه با قدم زدن

trotted off

به سمت رفتن

trotted home

به سمت خانه رفت

trotted over

از روی رفت

trotted past

از کنار رفت

trotted down

به سمت پایین رفت

trotted forward

به سمت جلو رفت

trotted quickly

به سرعت رفت

جملات نمونه

the dog trotted happily through the park.

سگ با خوشحالی از میان پارک دوید.

she trotted over to greet her friend.

او برای خوشامدگویی به دوستش دوید.

the horse trotted along the trail with ease.

اسب به راحتی در امتداد مسیر دوید.

he trotted back home after the long day.

او پس از روز طولانی به خانه دوید.

the children trotted excitedly towards the playground.

کودکان با هیجان به سمت زمین بازی دویدند.

she trotted to catch the bus just in time.

او درست به موقع برای گرفتن اتوبوس دوید.

the puppy trotted beside its owner.

سگ بچه در کنار صاحبش دوید.

he trotted down the street, enjoying the fresh air.

او در حالی که از هوای تازه لذت می برد، در خیابان دوید.

the athlete trotted around the track for warm-up.

ورزشکار برای گرم کردن، در پیست دوید.

she trotted away, leaving her worries behind.

او با گذاشتن پشت سر نگرانی هایش دور شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید