crawled away
عقبنشینی کرد
crawled back
بازگشت
crawled out
بیرون خزیدن
crawled under
زیر خزیدن
crawled slowly
به آرامی خزیدن
crawled forward
به جلو خزیدن
crawled along
در امتداد خزیدن
crawled past
کنار خزیدن
crawled inside
وارد خزیدن
crawled back in
دوباره وارد خزیدن
the baby crawled across the floor.
نوزاد از روی زمین خزید.
she crawled into bed after a long day.
او بعد از یک روز طولانی به رختخواب خزید.
the cat crawled under the couch to hide.
گربه برای پنهان شدن زیر مبل خزید.
he crawled slowly to avoid being noticed.
او به آرامی خزید تا توجه کسی را جلب نکند.
the children crawled through the tunnel during playtime.
کودکان در زمان بازی از طریق تونل خزیدند.
she crawled along the path to get a better view.
او در امتداد مسیر خزید تا منظره بهتری داشته باشد.
the soldier crawled through the mud to avoid detection.
سرباز برای جلوگیری از شناسایی از میان گل خزید.
he crawled back to safety after the accident.
او پس از حادثه برای رسیدن به امنیت خزید.
the dog crawled up to its owner for affection.
سگ برای محبت به سمت صاحبش خزید.
the insect crawled slowly on the leaf.
حشره به آرامی روی برگ خزید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید