crawled

[ایالات متحده]/krɔːld/
[بریتانیا]/krɔld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارک crawl; بر روی دست‌ها و زانوها حرکت کردن; به آرامی حرکت کردن; خود را به دیگران پسنداندن

عبارات و ترکیب‌ها

crawled away

عقب‌نشینی کرد

crawled back

بازگشت

crawled out

بیرون خزیدن

crawled under

زیر خزیدن

crawled slowly

به آرامی خزیدن

crawled forward

به جلو خزیدن

crawled along

در امتداد خزیدن

crawled past

کنار خزیدن

crawled inside

وارد خزیدن

crawled back in

دوباره وارد خزیدن

جملات نمونه

the baby crawled across the floor.

نوزاد از روی زمین خزید.

she crawled into bed after a long day.

او بعد از یک روز طولانی به رختخواب خزید.

the cat crawled under the couch to hide.

گربه برای پنهان شدن زیر مبل خزید.

he crawled slowly to avoid being noticed.

او به آرامی خزید تا توجه کسی را جلب نکند.

the children crawled through the tunnel during playtime.

کودکان در زمان بازی از طریق تونل خزیدند.

she crawled along the path to get a better view.

او در امتداد مسیر خزید تا منظره بهتری داشته باشد.

the soldier crawled through the mud to avoid detection.

سرباز برای جلوگیری از شناسایی از میان گل خزید.

he crawled back to safety after the accident.

او پس از حادثه برای رسیدن به امنیت خزید.

the dog crawled up to its owner for affection.

سگ برای محبت به سمت صاحبش خزید.

the insect crawled slowly on the leaf.

حشره به آرامی روی برگ خزید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید