weary trudge
قدمهای خسته کننده
slow trudge
قدمهای آهسته
trudge through the snow
در برف به سختی راه بروید
It was a long trudge up the hill.
این یک مسیر طولانی تا بالای تپه بود.
I trudged up the stairs.
من با سختی از پله ها بالا رفتم.
he trudged home like a beaten cur.
او مثل یک سگ شکست خورده به خانه رفت.
she trudged through the mush of fallen leaves.
او در میان خمیر برگهای ریخته شده به سختی پیش رفت.
she trudged over the lawn.
او با سختی از روی چمن عبور کرد.
she trudged through blinding snow.
او در برف سنگین و خیرهکننده به سختی راه میرفت.
he began the long trudge back to Stokenchurch Street.
او شروع به یک مسیر طولانی بازگشت به خیابان استوکنچرج کرد.
He trudged the deserted road for hours.
او ساعتها در جاده متروکه به سختی راه رفت.
Thus you trudge along, stoical, uncomplaining,
در حالی که خسته و بیانتقاد به مسیر خود ادامه میدهید،
He trudged wearily along the path.
او با خستگی در طول مسیر به جلو رفت.
They've set off for the long trudge home.
آنها برای یک مسیر طولانی بازگشت به خانه حرکت کرده اند.
and then came autumn, with his immense burden of apples, dropping them continually from his overladen shoulders as he trudged along.
و سپس پاییز رسید، با بار سنگین سیبهایش، که آنها را به طور مداوم از شانههای سنگینش رها میکرد، در حالی که به سختی به راه خود ادامه میداد.
The brandy glow faded as she trudged along.
نور برندی کمرنگ شد زیرا او در مسیر به جلو قدم میزد.
منبع: Gone with the Wind" Yeah, yeah, " answers Ove without turning around as he trudges past.
" بله، بله، " اووه بدون اینکه برگردد جواب میدهد در حالی که از کنارش عبور میکند.
منبع: A man named Ove decides to die.Are you game for a six- mile trudge, Watson?
آیا حاضری برای یک پیادهروی شش مایلی، واتسون؟
منبع: The Sign of the FourAnd where am I? Trudging through old cabbage!
و من کجایم؟ در حال قدم زدن در میان کلمهای کهنه!
منبع: Lost Girl Season 2Paul Barker trudges round Hebden Bridge in the hard north.
پل بارکر در شمال سخت، در اطراف هبدن بریج قدم میزند.
منبع: The Economist - ArtsOoh, perhaps you trudged across one of his bridges.
اوه، شاید شما از یکی از پلهای او عبور کردهاید.
منبع: Young Sheldon Season 5She crossed it cautiously and trudged uphill the hot half-mile to Twelve Oaks.
او با احتیاط از آن عبور کرد و با قدمهای آهسته، نیم مایلی گرم را به سمت Twelve Oaks بالا رفت.
منبع: Gone with the WindPeople trudged through flooded streets today to find food and water.
امروز مردم در حالی که برای یافتن غذا و آب در خیابانهای سیلزده قدم میزدند.
منبع: PBS English NewsWith such a wagonload of baggage, the narrative sometimes feels like a trudge.
با چنین حجم زیادی از بار، داستان گاهی اوقات مانند یک پیادهروی خستهکننده به نظر میرسد.
منبع: The Economist (Summary)With my head down and my knees still shaking, I trudged into the house.
با سر پایین و زانوهایم که هنوز میلرزید، به داخل خانه قدم گذاشتم.
منبع: New Century College English Integrated Course (2nd Edition) Volume 1لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید