trudge

[ایالات متحده]/trʌdʒ/
[بریتانیا]/trʌdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به آرامی و با قدم‌های سنگین راه رفتن، معمولاً به دلیل خستگی یا شرایط سخت
vt. به آرامی با قدم‌های سنگین راه رفتن
n. یک پیاده‌روی طولانی و دشوار؛ یک گام سنگین و پر زحمت

عبارات و ترکیب‌ها

weary trudge

قدم‌های خسته کننده

slow trudge

قدم‌های آهسته

جملات نمونه

trudge through the snow

در برف به سختی راه بروید

It was a long trudge up the hill.

این یک مسیر طولانی تا بالای تپه بود.

I trudged up the stairs.

من با سختی از پله ها بالا رفتم.

he trudged home like a beaten cur.

او مثل یک سگ شکست خورده به خانه رفت.

she trudged through the mush of fallen leaves.

او در میان خمیر برگ‌های ریخته شده به سختی پیش رفت.

she trudged over the lawn.

او با سختی از روی چمن عبور کرد.

she trudged through blinding snow.

او در برف سنگین و خیره‌کننده به سختی راه می‌رفت.

he began the long trudge back to Stokenchurch Street.

او شروع به یک مسیر طولانی بازگشت به خیابان استوکنچرج کرد.

He trudged the deserted road for hours.

او ساعت‌ها در جاده متروکه به سختی راه رفت.

Thus you trudge along, stoical, uncomplaining,

در حالی که خسته و بی‌انتقاد به مسیر خود ادامه می‌دهید،

He trudged wearily along the path.

او با خستگی در طول مسیر به جلو رفت.

They've set off for the long trudge home.

آنها برای یک مسیر طولانی بازگشت به خانه حرکت کرده اند.

and then came autumn, with his immense burden of apples, dropping them continually from his overladen shoulders as he trudged along.

و سپس پاییز رسید، با بار سنگین سیب‌هایش، که آن‌ها را به طور مداوم از شانه‌های سنگینش رها می‌کرد، در حالی که به سختی به راه خود ادامه می‌داد.

نمونه‌های واقعی

The brandy glow faded as she trudged along.

نور برندی کم‌رنگ شد زیرا او در مسیر به جلو قدم می‌زد.

منبع: Gone with the Wind

" Yeah, yeah, " answers Ove without turning around as he trudges past.

" بله، بله، " اووه بدون اینکه برگردد جواب می‌دهد در حالی که از کنارش عبور می‌کند.

منبع: A man named Ove decides to die.

Are you game for a six- mile trudge, Watson?

آیا حاضری برای یک پیاده‌روی شش مایلی، واتسون؟

منبع: The Sign of the Four

And where am I? Trudging through old cabbage!

و من کجایم؟ در حال قدم زدن در میان کلم‌های کهنه!

منبع: Lost Girl Season 2

Paul Barker trudges round Hebden Bridge in the hard north.

پل بارکر در شمال سخت، در اطراف هبدن بریج قدم می‌زند.

منبع: The Economist - Arts

Ooh, perhaps you trudged across one of his bridges.

اوه، شاید شما از یکی از پل‌های او عبور کرده‌اید.

منبع: Young Sheldon Season 5

She crossed it cautiously and trudged uphill the hot half-mile to Twelve Oaks.

او با احتیاط از آن عبور کرد و با قدم‌های آهسته، نیم مایلی گرم را به سمت Twelve Oaks بالا رفت.

منبع: Gone with the Wind

People trudged through flooded streets today to find food and water.

امروز مردم در حالی که برای یافتن غذا و آب در خیابان‌های سیل‌زده قدم می‌زدند.

منبع: PBS English News

With such a wagonload of baggage, the narrative sometimes feels like a trudge.

با چنین حجم زیادی از بار، داستان گاهی اوقات مانند یک پیاده‌روی خسته‌کننده به نظر می‌رسد.

منبع: The Economist (Summary)

With my head down and my knees still shaking, I trudged into the house.

با سر پایین و زانوهایم که هنوز می‌لرزید، به داخل خانه قدم گذاشتم.

منبع: New Century College English Integrated Course (2nd Edition) Volume 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید