plod along
حرکت آهسته و پیوسته
plod through
با سختی پیش رفتن
plodding pace
گامهای آهسته و پیوسته
to plod through your work
برای تلاش کردن در کار خود
we continued to plod along.
ما به کندی به مسیر خود ادامه دادیم.
He continued to plod along the path despite the rain.
او با وجود باران به مسیر خود ادامه داد.
The old man would plod through the fields every morning.
هر روز صبح پیرمرد در مزارع قدم می زد.
She could hear the heavy plod of footsteps approaching.
او می توانست صدای سنگین قدم ها را بشنود که نزدیک می شدند.
The horse began to plod wearily after a long day of work.
اسب پس از یک روز طولانی کار، با خستگی شروع به قدم زدن کرد.
The hikers had to plod through the thick mud to reach the summit.
گردشگران مجبور شدند برای رسیدن به قله از میان گل ولای ضخیم عبور کنند.
He watched the donkey plod along the dusty road.
او نگاه کرد که شتر در جاده خاکی قدم می زند.
Despite the obstacles, she continued to plod on towards her goal.
با وجود موانع، او به سمت هدف خود به تلاش خود ادامه داد.
The workers had to plod through the snowstorm to reach the construction site.
کارگران مجبور شدند برای رسیدن به محل ساخت و ساز در میان طوفان برف قدم بزنند.
The tired marathon runner began to plod towards the finish line.
ماراتن باز خسته شروع به حرکت به سمت خط پایان کرد.
The oxen plodded along the muddy path pulling the heavy cart.
گاوها در حالی که گاری سنگین را می کشیدند، در مسیر گل ولکی قدم می زدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید