tug

[ایالات متحده]/tʌɡ/
[بریتانیا]/tʌɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. کشیدن یا کشیدن با نیرو؛ به شدت کشیدن
n. یک کشش یا کشیدن قوی

عبارات و ترکیب‌ها

give a tug

کشیدن

tug-of-war

بازی کشیدن

tugboat

کشتی یدک‌کش

tug of war

بازی کشیدن

tug boat

کشتی باری

جملات نمونه

a tug at the heartstrings.

یک کشش احساسی.

the tug of the sea.

کشیدن دریا.

they fought it out with a tug-of-war.

آنها با یک بازی کش رفتنی آن را حل کردند.

an overwhelming tug of attraction.

یک کشش طاقت‌فرسا و غیرقابل مقاومت

a tug between loyalty and desire.

یک کشش بین وفاداری و میل.

another tug and it came loose.

یک کشش دیگر و آزاد شد.

a tug of war between builders and environmentalists.

یک کشمکش بین سازندگان و محیط‌زیست‌شناسان.

have a great tug to persuade sb.

برای متقاعد کردن کسی تلاش زیادی کنید.

The tug is towing three barges.

کشتی یدک در حال یدک کشیدن سه لنگر است.

Tom felt a tug at his sleeve.

تام یک کشش در آستینش احساس کرد.

The tug eased into the narrow docking space.

کشتی یدکی به آرامی وارد فضای اسکله باریک شد.

I had to tug hard and at last freed him.

من مجبور شدم سخت بکشم و بالاخره او را آزاد کردم.

a political tug of war between those in favor of the new legislation and those against it.

یک کشمکش سیاسی بین کسانی که از قانون جدید حمایت می کردند و کسانی که مخالف آن بودند.

These photographs of starving puppies are designed to tug at your heartstrings.

این عکس های توله های گرسنه برای کشیدن رشته های قلب شما طراحی شده اند.

Tugs are available for assistance of berthing, unberthing, escorting and salvage operation withhorsepower from 624hp to 3400hp.

کشتی های بکسل برای کمک به پهلو گرفتن، رها کردن، اسکورت و عملیات نجات با اسب بخار از 624 اسب بخار تا 3400 اسب بخار در دسترس هستند.

نمونه‌های واقعی

I will participate in tug of war.

من در بازی کشیدن طناب شرکت خواهم کرد.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Planets don't like each other, because they're gravitationally tugging each other.

سیارات یکدیگر را دوست ندارند، زیرا به صورت گرانشی به یکدیگر می‌کشند.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

One popular classroom guide suggests tug of war be replaced with " tug of peace" .

یک راهنمای محبوب کلاس درس پیشنهاد می‌کند که بازی کشیدن طناب با "کشیدن صلح" جایگزین شود.

منبع: PragerU Fun Topics

We will be playing tug of war.

ما بازی کشیدن طناب خواهیم کرد.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Finally he took the bell-rope in his hand and gave it a brisk tug.

در نهایت او طناب ناقوس را به دست گرفت و با یک حرکت سریع آن را کشید.

منبع: The Adventure of the Speckled Band

Slow down. It's not like she gets that many tugs on the line.

آرام شو. او آنقدرها بار طناب را نمی‌کشد.

منبع: Modern Family - Season 05

A poster on the Sarajevo art gallery captures the tug of war over definition.

تبلیغی در گالری هنری سارایوو، کشمکش بر سر تعریف را به تصویر می‌کشد.

منبع: NPR News July 2014 Compilation

But from the moment it was born, our companion felt the tug of gravity.

اما از لحظه‌ای که متولد شد، همراه ما نیروی جاذبه را احساس کرد.

منبع: The wonders of the universe.

When you're ready for a bag, all you do is lightly tug on the handle.

وقتی آماده گرفتن کیسه هستید، فقط باید دسته را به آرامی بکشید.

منبع: Listening Digest

There's nothing, there's nothing that's meant to just tug at your heartstrings.

هیچ چیز وجود ندارد، هیچ چیز وجود ندارد که فقط بخواهد به سیم‌های قلب شما بکشد.

منبع: VOA Standard English_Americas

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید