uglify

[ایالات متحده]/ˈʌɡlɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˈʌɡləˌfaɪ/

ترجمه

vt. زشت یا ناخواسته کردن; کمتر جذاب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

uglify code

کد زشت

uglify style

سبک زشت

uglify image

تصویر زشت

uglify output

خروجی زشت

uglify text

متن زشت

uglify design

طراحی زشت

uglify appearance

ظاهر زشت

uglify layout

چیدمان زشت

uglify interface

رابط کاربری زشت

uglify experience

تجربه کاربری زشت

جملات نمونه

using too many filters can uglify a beautiful photo.

استفاده از فیلترهای زیاد می‌تواند یک عکس زیبا را زشت کند.

his harsh words did nothing but uglify the situation.

حرف‌های تند او هیچ تاثیری جز زشت کردن اوضاع نداشتند.

overcrowding can uglify a once peaceful park.

تراکم بیش از حد می‌تواند یک پارک آرام و باصفا را زشت کند.

the graffiti on the walls uglifies the neighborhood.

نوشته‌های گرافیتی روی دیوارها محله را زشت می‌کند.

neglecting maintenance can uglify any building.

بی‌توجهی به نگهداری می‌تواند هر ساختمانی را زشت کند.

her negative attitude can uglify even the best of days.

نگاه منفی او می‌تواند حتی بهترین روزها را هم زشت کند.

too many advertisements can uglify the aesthetic of a website.

تبلیغات زیاد می‌تواند زیبایی‌شناسی یک وب‌سایت را زشت کند.

they decided to remove the old sign to avoid uglifying the storefront.

آنها تصمیم گرفتند تابلو قدیمی را بردارند تا از زشت شدن نمای مغازه جلوگیری کنند.

excessive clutter can uglify a well-designed room.

شلوغی بیش از حد می‌تواند یک اتاق با طراحی خوب را زشت کند.

pollution can uglify even the most beautiful landscapes.

آلودگی می‌تواند حتی زیباترین مناظر را هم زشت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید