unbar the door
باز کردن در
unbar the way
باز کردن مسیر
unbar access
رفع محدودیت دسترسی
unbar entry
باز کردن ورود
unbar the path
باز کردن مسیر
unbar the gate
باز کردن دروازه
unbar opportunities
باز کردن فرصتها
unbar restrictions
رفع محدودیتها
unbar the window
باز کردن پنجره
unbar potential
باز کردن پتانسیل
he decided to unbar the door and let the guests in.
او تصمیم گرفت در را باز کند و مهمانان را وارد کند.
they had to unbar the windows to let in fresh air.
آنها مجبور شدند پنجره ها را باز کنند تا هوای تازه وارد شود.
the authorities will unbar the entrance once the inspection is complete.
بعد از اتمام بازرسی، مقامات ورودی را باز خواهند کرد.
she unbarred her heart to him, sharing her deepest fears.
او دلش را در مقابل او باز کرد و ترس های عمیقش را با او در میان گذاشت.
after a long debate, they chose to unbar the restrictions on travel.
پس از بحث طولانی، آنها تصمیم گرفتند محدودیت های سفر را لغو کنند.
the team worked hard to unbar access to the restricted area.
تیم سخت تلاش کرد تا دسترسی به منطقه محدود را باز کند.
he felt liberated after he unbarred his emotions.
او بعد از اینکه احساساتش را آزاد کرد، احساس رهایی کرد.
the city decided to unbar the park gates for the festival.
شهرداری تصمیم گرفت دروازه های پارک را برای جشنواره باز کند.
she unbarred the truth about her past to her closest friends.
او حقیقت گذشته خود را برای نزدیکترین دوستانش آشکار کرد.
they plan to unbar the path to the river for better access.
آنها قصد دارند مسیر به سمت رودخانه را برای دسترسی بهتر باز کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید