uncapped

[ایالات متحده]/ˌʌn'kæpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون درپوش
v. درپوش را بردارید؛ درب را باز کنید

عبارات و ترکیب‌ها

uncapped data

داده‌های نامحدود

uncapped internet

اینترنت نامحدود

uncapped potential

ظرفیت‌های نامرئی

uncapped earnings

درآمد نامحدود

جملات نمونه

The uncapped pen leaked all over my bag.

خودکار بدون درب تمام کیف من را لکه دار کرد.

She left the uncapped marker on the table, causing a mess.

او ماژیک بدون درب را روی میز گذاشت و باعث ایجاد بهم ریختگی شد.

The uncapped bottle of water spilled in my backpack.

بطری آب بدون درب در کوله‌پشتی من ریخته شد.

He always forgets to put the cap back on the uncapped toothpaste.

او همیشه فراموش می‌کند درب را روی خمیردندان بدون درب دوباره قرار دهد.

The uncapped highlighter dried out quickly.

ماژیک زیرخط‌زن بدون درب به سرعت خشک شد.

The uncapped bottle of soda went flat overnight.

بطری نوشابه بدون درب در طول شب بی‌طعم شد.

Make sure the uncapped bottles are disposed of properly.

مطمئن شوید که بطری‌های بدون درب به درستی دور انداخته شوند.

She handed me an uncapped pen to sign the document.

او یک خودکار بدون درب به من داد تا سند را امضا کنم.

The uncapped glue dried up and became unusable.

چسب بدون درب خشک شد و غیرقابل استفاده شد.

The uncapped lipstick melted in the heat.

رژ لب بدون درب در گرما ذوب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید