capped

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کلاه گذاشتن؛ نوک را برداشتن؛ با در پوشاندن؛ فراتر رفتن
adj. دارای کلاه؛ با در پوشیده؛ بدون نوک.

عبارات و ترکیب‌ها

capped salary

حقوق ثابت

capped expenses

هزینه‌های محدود

capped interest rate

نرخ بهره ثابت

cap rock

سنگ پوش

bottle cap

درب بطری

pile cap

سرپوش ستونی

cap in hand

با تقاضای دست

baseball cap

کلاه بیسبال

gas cap

درپوش بنزین

ice cap

سرپوش یخی

salary cap

سقف حقوق

end cap

سرپوش انتهایی

toe cap

سرپنجه

screw cap

درپوش پیچی

root cap

سرپوش ریشه

valve cap

درپوش سوپاپ

shower cap

کلاه حمام

spherical cap

سرپوش کروی

swimming cap

کلاه شنا

bubble cap

سرپوش حباب

cap screw

پیچ سرپوش‌دار

جملات نمونه

The team capped off their successful season with a big win.

تیم فصل موفقیت‌آمیز خود را با یک پیروزی بزرگ به پایان رساند.

The bottle was tightly capped to prevent any leaks.

بطری به شدت درب بسته شده بود تا از هرگونه نشتی جلوگیری شود.

The volcano erupted, sending a plume of ash into the sky, capped by a mushroom cloud.

آتشفشان فوران کرد و انبوهی از خاکستر را به آسمان فرستاد که با یک ابر قارچ پوشیده شده بود.

The company capped the number of attendees at the event for safety reasons.

شرکت به دلایل ایمنی، تعداد شرکت کنندگان در رویداد را محدود کرد.

The student's academic achievements were capped by winning a prestigious scholarship.

دستاوردهای علمی دانشجو با برنده شدن در یک بورس تحصیلی معتبر به اوج رسید.

The mountain peak was capped with snow, creating a picturesque scene.

نوک کوه با برف پوشیده شده بود و صحنه ای زیبا ایجاد کرد.

The successful project was capped off with a celebratory dinner.

پروژه موفق با یک شام جشن به پایان رسید.

The artist capped off his performance with a stunning fireworks display.

هنرمند اجرای خود را با یک نمایش آتش بازی خیره کننده به پایان رساند.

The day's events were capped by a beautiful sunset over the horizon.

رویدادهای روز با یک غروب خورشید زیبا بر فراز افق به پایان رسید.

The company capped the salary increase at 5% for all employees this year.

شرکت افزایش حقوق را در سال جاری برای همه کارمندان در ۵٪ محدود کرد.

نمونه‌های واقعی

They looked like huge dunce's caps or sorcerer's caps.

آنها شبیه کلاه احمقانه یا کلاه جادوگری به نظر می رسیدند.

منبع: The Lion, the Witch and the Wardrobe

Earth's polar ice caps are in peril.

سرزمین‌های یخ قطبی زمین در معرض خطر هستند.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

These striking totals capped years of rising inequality.

این مبالغ قابل توجه، سال‌ها نابرابری فزاینده را به پایان رساندند.

منبع: The Economist - International

You don't need a new snowboarding cap.

شما نیازی به یک کلاه اسکی جدید ندارید.

منبع: Crazy English Speaking Training Scene

Look, he's wearing a white cap, a white cap, a white cap.

ببین، او یک کلاه سفید، یک کلاه سفید، یک کلاه سفید پوشیده است.

منبع: Wow English

The girl loved the cap very much.

دختر خیلی کلاه را دوست داشت.

منبع: People's Education Press PEP Primary School English Grade 6 Volume 2

Mars, like Earth, has polar ice caps.

مریخ، مانند زمین، دارای سرتاسر یخ قطبی است.

منبع: Crash Course Astronomy

George says you have Burke's scrub cap.

جرج می گوید شما کلاه اسکراب بورک را دارید.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

It's called a shower cap. Again, this is something that I do not need.

به آن کلاه حمام می گویند. باز هم، این چیزی نیست که من به آن نیاز دارم.

منبع: Lucy’s Day in ESL

Amanda, how do you like this peaked cap?

آماندا، شما این کلاه لبه دار را دوست دارید؟

منبع: Shopping Dialogue for Traveling Abroad:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید