underperforms consistently
به طور مداوم عملکرد ضعیفی دارد
underperforms in sales
در فروشها عملکرد ضعیفی دارد
underperforms compared
در مقایسه عملکرد ضعیفی دارد
underperforms expectations
عملکرد پایینتری نسبت به انتظارات دارد
underperforms peers
در مقایسه با همتایان عملکرد ضعیفی دارد
underperforms overall
به طور کلی عملکرد ضعیفی دارد
underperforms significantly
به طور قابل توجهی عملکرد ضعیفی دارد
underperforms regularly
به طور منظم عملکرد ضعیفی دارد
underperforms frequently
به طور مکرر عملکرد ضعیفی دارد
underperforms badly
عملکرد ضعیفی دارد
the team consistently underperforms in high-pressure situations.
تیم به طور مداوم در شرایط پرفشار عملکرد ضعیفی دارد.
her sales numbers show that she underperforms compared to her peers.
آمار فروش او نشان میدهد که در مقایسه با همسالانش، عملکرد ضعیفی دارد.
if a student underperforms, they may need additional support.
اگر دانشآموزی عملکرد ضعیفی داشته باشد، ممکن است به حمایت بیشتری نیاز داشته باشد.
the company realized that its marketing strategy underperforms.
شرکت متوجه شد که استراتژی بازاریابی آن عملکرد ضعیفی دارد.
he often underperforms when he lacks motivation.
او اغلب زمانی که فاقد انگیزه است، عملکرد ضعیفی دارد.
the project underperforms due to lack of resources.
به دلیل کمبود منابع، پروژه عملکرد ضعیفی دارد.
her recent performance underperforms expectations.
عملکرد اخیر او از انتظارات کمتر است.
underperforming departments may face budget cuts.
بخشهای دارای عملکرد ضعیف ممکن است با کاهش بودجه مواجه شوند.
he feels frustrated when he underperforms in competitions.
وقتی در مسابقات عملکرد ضعیفی دارد، او احساس ناامیدی میکند.
it's important to identify why a product underperforms.
شناسایی دلیل عملکرد ضعیف یک محصول مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید