universalize

[ایالات متحده]/ˌjuːnɪˈvɜːsəlaɪz/
[بریتانیا]/ˌjunɪˈvɜrslˌaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جهانی یا عمومی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

universalize access

گسترش دسترسی

universalize knowledge

گسترش دانش

universalize education

گسترش آموزش

universalize benefits

گسترش مزایا

universalize resources

گسترش منابع

universalize technology

گسترش فناوری

universalize services

گسترش خدمات

universalize rights

گسترش حقوق

universalize culture

گسترش فرهنگ

universalize standards

گسترش استانداردها

جملات نمونه

we aim to universalize access to education for all children.

ما هدفمان ایجاد دسترسی همگانی به آموزش برای همه کودکان هستیم.

technology can help us universalize communication across cultures.

فناوری می تواند به ما کمک کند تا ارتباطات را در سراسر فرهنگ ها جهانی کنیم.

efforts are being made to universalize health care services.

تلاش هایی برای جهانی کردن خدمات بهداشتی در حال انجام است.

the goal is to universalize human rights for every individual.

هدف جهانی کردن حقوق بشر برای هر فرد است.

we need to universalize the concept of sustainability.

ما باید مفهوم پایداری را جهانی کنیم.

to universalize scientific knowledge, we must make it accessible.

برای جهانی کردن دانش علمی، باید آن را در دسترس قرار دهیم.

our initiative aims to universalize basic internet access.

ابتکار عمل ما بر روی جهانی کردن دسترسی اولیه به اینترنت متمرکز است.

they worked hard to universalize the benefits of clean energy.

آنها سخت برای جهانی کردن مزایای انرژی پاک تلاش کردند.

we should strive to universalize the principles of democracy.

ما باید برای جهانی کردن اصول دموکراسی تلاش کنیم.

efforts to universalize cultural heritage can promote diversity.

تلاش برای جهانی کردن میراث فرهنگی می تواند تنوع را ترویج کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید