generalize

[ایالات متحده]/ˈdʒenrəlaɪz/
[بریتانیا]/ˈdʒenrəlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. خلاصه کردن، گسترش دادن، القا کردن، محبوب کردن.

جملات نمونه

it is not easy to generalize about the poor.

تعمیم دادن درباره افراد فقیر آسان نیست.

generalize a conclusion from the facts

نتیجه‌گیری را از حقایق تعمیم دهید.

generalize the use of a new invention

تعمیم دادن استفاده از یک اختراع جدید

attempts to generalize an elite education.

تلاش برای تعمیم دادن آموزش یک طبقه خاص.

They generalized the use of a new invention.

آنها استفاده از یک اختراع جدید را تعمیم دادند.

observed a state of generalized discontent.

یک حالت نارضایتی فراگیر مشاهده شد.

It's impossible to generalize about children's books, as they are all different.

تعمیم دادن درباره کتاب‌های کودکان غیرممکن است، زیرا همه آنها متفاوت هستند.

When we use “he”, we generalize for both sex.

وقتی از "او" استفاده می‌کنیم، برای هر دو جنسیت تعمیم می‌دهیم.

Epidermodysplasia verruciformis and generalized verrucosis:The same disease?

وریکوسپلازیای پوستی و وریکوزیس فراگیر: آیا این یک بیماری یکسان است؟

Initial neurologic exam was notable for generalized choreic movements involving facial as well as limb muscles.

معاینه عصبی اولیه نشان دهنده حرکات کره ای عمومی بود که شامل عضلات صورت و همچنین عضلات اندام بود.

Since the eighteenth century, sex has not ceased to provoke a kind of generalized discursive erethism.

از قرن هجدهم، رابطه جنسی باعث ایجاد نوعی تحریک عمومی و پراکنده نشده است.

Based on hypoelasticity, this relationshiop is generalized into a three-dimensional stress-strain relationship.

بر اساس هایپوالاستیسیته، این رابطه به یک رابطه تنش-کرنش سه بعدی تعمیم داده شده است.

It is proved that the substitituon mapping is a proper Fourier integral operator with generalized hypoellipticity.

اثبات شده است که نگاشت جایگزینی یک عملگر انتگرال فوریه مناسب با هایپولیپتیسیتیه تعمیم یافته است.

Pseudolinear function as a generalized convex function has been studied extensively.

تابع شبه خطی به عنوان یک تابع محدب تعمیم‌یافته به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است.

It is customary for the teacher to provide grammar notes to help the student generalize what he has learned.

این رسم است که معلم یادداشت های گرامری ارائه دهد تا به دانش آموز کمک کند آنچه آموخته است را تعمیم دهد.

Since I do not know the details, I can only generalize about the matter.

از آنجایی که من جزئیات را نمی‌دانم، فقط می‌توانم در مورد موضوع به طور کلی صحبت کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید