universalizing

[ایالات متحده]/ˌjuːnɪˈvɜːsəlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˌjunɪˈvɜrsəlaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمومی یا جهانی کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

universalizing approach

رویکرد فراگیر

universalizing concept

مفهوم فراگیر

universalizing theory

نظریه فراگیر

universalizing perspective

دیدگاه فراگیر

universalizing framework

چارچوب فراگیر

universalizing model

مدل فراگیر

universalizing principle

اصل فراگیر

universalizing strategy

استراتژی فراگیر

universalizing method

روش فراگیر

universalizing notion

ذهنیت فراگیر

جملات نمونه

the universalizing concept of democracy is embraced worldwide.

مفهوم جهان‌شمول دموکراسی در سراسر جهان مورد استقبال قرار گرفته است.

universalizing values can lead to a more inclusive society.

ارزش‌های جهان‌شمول می‌توانند منجر به ایجاد یک جامعه فراگیرتر شوند.

they are universalizing their brand to reach a global audience.

آنها در حال جهانی‌سازی برند خود برای دسترسی به مخاطبان جهانی هستند.

universalizing education is essential for development.

آموزش جهان‌شمول برای توسعه ضروری است.

her research focuses on the universalizing effects of technology.

تحقیقات او بر روی اثرات جهان‌شمول فناوری متمرکز است.

universalizing health care can improve public health outcomes.

بهبود دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی می‌تواند نتایج بهداشت عمومی را بهبود بخشد.

the universalizing approach to culture promotes understanding.

رویکرد جهان‌شمول به فرهنگ، ترویج درک متقابل را می‌کند.

universalizing human rights is a global challenge.

جهانی‌سازی حقوق بشر یک چالش جهانی است.

they aim at universalizing access to information.

آنها هدف خود را فراهم کردن دسترسی جهانی به اطلاعات قرار داده‌اند.

universalizing practices can sometimes overlook local traditions.

گاهی اوقات، شیوه‌های جهان‌شمول می‌توانند سنت‌های محلی را نادیده بگیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید