unmodified

[ایالات متحده]/ʌn'mɒdɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˌʌn'mɑdɪfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تغییر نکرده یا تغییر نیافته؛ در حالت اصلی خود باقی مانده.

جملات نمونه

RNA hairpins that contained nA and sU were able to hybridize to DNA probes under conditions where the unmodified hairpins did not.

پیچ‌های RNA که حاوی nA و sU بودند، قادر به اتصال به پروب‌های DNA در شرایطی بودند که پیچ‌های RNA اصلاح نشده قادر به انجام این کار نبودند.

The unmodified document was sent to the client for review.

سند تغییر نداده شده برای بررسی به مشتری ارسال شد.

The unmodified photo captured the true essence of the moment.

عکس تغییر نداده شده، جوهر واقعی لحظه را به تصویر کشید.

The unmodified software may not meet all of the user's needs.

نرم افزار تغییر نداده شده ممکن است نیازهای همه کاربران را برآورده نکند.

The unmodified version of the song was released as a bonus track.

نسخه تغییر نداده شده آهنگ به عنوان ترک اضافی منتشر شد.

The unmodified data was processed using advanced algorithms.

اطلاعات تغییر نداده شده با استفاده از الگوریتم های پیشرفته پردازش شد.

The unmodified text was difficult to understand without context.

بدون زمینه، متن تغییر نداده شده را درک करणे دشوار بود.

The unmodified recipe stayed true to its traditional roots.

دستور پخت تغییر نداده شده به ریشه های سنتی خود وفادار ماند.

The unmodified design was praised for its simplicity and elegance.

طراحی تغییر نداده شده به دلیل سادگی و ظرافت مورد تحسین قرار گرفت.

The unmodified contract needed to be reviewed by legal experts.

قرارداد تغییر نداده شده نیاز به بررسی توسط کارشناسان حقوقی داشت.

The unmodified code contained some errors that needed fixing.

کد تغییر نداده شده حاوی برخی خطاهایی بود که نیاز به رفع داشتند.

نمونه‌های واقعی

So this doorknob, unmodified, can become a gesture sensor.

بنابراین، این دستگیره در، بدون تغییر، می‌تواند به یک حسگر حرکتی تبدیل شود.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2019 Compilation

Mating with an infertile male is therefore not only fruitless in itself, but should also leave a female less interested in unmodified males in future.

بنابراین، جفت‌گیری با یک نر عقیم نه تنها به خودی خود بی‌نتیجه است، بلکه باید باعث شود یک ماده نسبت به نرها بدون تغییر در آینده کمتر علاقه نشان دهد.

منبع: The Economist (Summary)

Flipping the experiment around, neurons modified to produce more of the protein than usual had a stroke survival rate 31% higher than their unmodified counterparts.

با معکوس کردن آزمایش، نورون‌هایی که برای تولید پروتئین بیشتر از حد معمول اصلاح شده بودند، نرخ بقای سکته مغزی 31٪ بالاتر از همتایان بدون تغییر خود داشتند.

منبع: The Economist - Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید