visualize

[ایالات متحده]/ˈviʒuəlaiz/
[بریتانیا]/'vɪʒuəlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تصویر ذهنی ایجاد کردن، تصور کردن یا در ذهن مفهوم سازی کردن.

جملات نمونه

it is not easy to visualize the future.

تصور آینده آسان نیست.

tried to visualize the scene as it was described.

سعی کرد صحنه را همانطور که شرح داده شده بود، تجسم کند.

the DNA was visualized by staining with ethidium bromide.

DNA با استفاده از رنگ‌آمیزی با اتیدیوم بروماید قابل مشاهده بود.

Visualized and lifesome geometric solid,can cater to modernist`s aesthetic.

یک جسم هندسی تجسم یافته و زنده، می تواند نیازهای زیبایی شناسی مدرنیسم را برآورده کند.

I had visualized scientists as bearded old men.

من دانشمندان را به عنوان مردان مسن با ریش تصور می‌کردم.

It helps to visualize your goals to stay motivated.

برای حفظ انگیزه، تجسم اهداف خود کمک می کند.

She could easily visualize the finished product in her mind.

او به راحتی می توانست محصول نهایی را در ذهنش تجسم کند.

Visualize yourself succeeding in order to boost your confidence.

خودتان را در حال موفقیت تجسم کنید تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهید.

He asked the team to visualize the end result before starting the project.

او از تیم خواست قبل از شروع پروژه نتیجه نهایی را تجسم کنند.

Visualize a peaceful place to help you relax.

یک مکان آرام را تجسم کنید تا به شما کمک کند آرام شوید.

The architect used software to visualize the building design.

معمار از نرم افزار برای تجسم طراحی ساختمان استفاده کرد.

Close your eyes and visualize the beach to feel calm.

چشمان خود را ببندید و ساحل را تجسم کنید تا احساس آرامش کنید.

She tried to visualize the scene from the book while reading.

او سعی کرد صحنه را از کتاب در حین خواندن تجسم کند.

Visualize your ideal future to set clear goals.

آینده ایده آل خود را تجسم کنید تا اهداف روشنی تعیین کنید.

The artist can easily visualize his next masterpiece.

هنرمند به راحتی می تواند شاهکار بعدی خود را تجسم کند.

نمونه‌های واقعی

Those weather conditions trigger consumers to mentally visualize using products associated with the respective weather.

این شرایط آب و هوایی باعث می شود مصرف کنندگان از نظر ذهنی محصولات مرتبط با شرایط آب و هوایی را تجسم کنند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

In some instances, the outcome is what I visualized.

در برخی موارد، نتیجه همان چیزی است که من تجسم کردم.

منبع: Stephen King on Writing

It is indeed great fun for me to visualize all of this.

برای من واقعا سرگرم کننده است که همه اینها را تجسم کنم.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

Let's just take a moment to visualize that.

فقط یک لحظه آن را تجسم کنیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2019 Collection

It's about visualizing the experience that people have.

این در مورد تجسم تجربه ای است که مردم دارند.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2015 Collection

He was not the only person who seemed to be visualizing himself as the Hogwarts champion.

او تنها کسی نبود که به نظر می رسید خود را به عنوان قهرمان هاگوارتز تجسم می کند.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

I always try to visualize the moment.

من همیشه سعی می کنم آن لحظه را تجسم کنم.

منبع: Connection Magazine

I want you to visualize your calendar.

می خواهم تقویم خود را تجسم کنید.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

Right? You work on visualizing the positive outcome.

درست است؟ شما روی تجسم نتیجه مثبت کار می کنید.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

I visualize the word dog in my head.

من کلمه سگ را در ذهنم تجسم می کنم.

منبع: Psychology Mini Class

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید