perceive

[ایالات متحده]/pəˈsiːv/
[بریتانیا]/pərˈsiːv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. آگاه شدن، حس کردن؛ درک کردن؛ داشتن دانش از

vi. احساس کردن، درک کردن؛ متوجه شدن

عبارات و ترکیب‌ها

perceive emotions

احساسات را درک کردن

perceive beauty

زیبایی را درک کردن

perceive changes

تغییرات را درک کردن

accurately perceive

به طور دقیق درک کردن

perceive the world

جهان را درک کردن

perceive as

درک کردن به عنوان

جملات نمونه

I perceive you feel the dint of pity.

من متوجه می‌شوم که شما احساس دلسوزی می‌کنید.

We perceive him wish to make progress.

ما او را با این میل برای پیشرفت درک می‌کنیم.

The thief was perceived to steal into the house.

دزد به عنوان کسی دیده شد که وارد خانه دزدکی شده است.

his resignation was perceived as an act of treachery.

استعفای او به عنوان یک عمل خیانت‌کارانه تلقی شد.

She has perceived the danger.

او خطر را درک کرده است.

They perceived the faults of their own children.

آنها اشتباهات فرزندان خود را درک کردند.

I can't perceive any difference between these coins.

من نمی‌توانم هیچ تفاوتی بین این سکه‌ها درک کنم.

They perceived that they were unwelcome and left.

آنها متوجه شدند که ناخوشایند هستند و رفتند.

They perceived that the enemy was trying to wear down their resistance.

آنها متوجه شدند که دشمن در تلاش است تا مقاومت آنها را تضعیف کند.

You can easily perceive what he wants.

شما به راحتی متوجه می‌شوید که او چه می‌خواهد.

He perceived what the shy little man wanted.

او متوجه شد که آن مرد خجول کوچک چه می‌خواست.

I plainly perceive some objections remain.

من به وضوح متوجه می‌شوم که برخی از مخالفت‌ها باقی مانده‌اند.

You are perceived to accept his offer.

شما به عنوان کسی دیده می‌شوید که پیشنهاد او را قبول می‌کنید.

Did you perceive anyone entering the laboratory?

آیا کسی را در حال ورود به آزمایشگاه دیدید؟

They perceived a stranger wandering in the garden.

آنها یک غریبه را در حال قدم زدن در باغ دیدند.

Soon the boy perceived the snake to be a dead one.

به زودی پسر متوجه شد که مار مرده است.

his mouth fell open as he perceived the truth.

دهانش باز شد زیرا او حقیقت را درک کرد.

Develop your voice – A high whiney voice is not perceived to be one of authority.

صدای خود را تقویت کنید - یک صدای ناله‌کننده و بلند به عنوان صدایی با اقتدار تلقی نمی‌شود.

نمونه‌های واقعی

And what may be perceived as high maintenance...

و آنچه ممکن است به عنوان نیازهای بالا در نظر گرفته شود...

منبع: Friends Season 6

It all starts with how we perceive brightness.

همه چیز از نحوه درک ما از روشنایی شروع می شود.

منبع: "Minute Earth" Fun Science Popularization

" The enemy within, " As they were perceived.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

However, what is seen elsewhere as a problem, in China is perceived as an opportunity.

با این حال، آنچه در جای دیگر به عنوان یک مشکل دیده می شود، در چین به عنوان یک فرصت تلقی می شود.

منبع: Beautiful China

It is nearly impossible to know how our actions are perceived by others.

تقریباً غیرممکن است بدانیم اعمال ما چگونه توسط دیگران درک می شود.

منبع: Lean In

Otherwise, it's going to be perceived as a different sound.

در غیر این صورت، به عنوان یک صدای متفاوت درک خواهد شد.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

She was got because she was perceived to have misused her privilege.

او به دست آورد زیرا به عنوان کسی که از امتیاز خود سوء استفاده کرده تلقی می شد.

منبع: TED Talks (Video Edition) September 2016 Collection

But also in terms of how other people perceive you.

اما همچنین از نظر اینکه دیگران شما را چگونه درک می کنند.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

And I understand how people perceive that.

و من می فهمم مردم آن را چگونه درک می کنند.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

There are also many perceived social benefits.

همچنین بسیاری از مزایای اجتماعی درک شده وجود دارد.

منبع: Listening Digest

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید