conceive

[ایالات متحده]/kənˈsiːv/
[بریتانیا]/kənˈsiːv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. طرح یا ایده‌ای ارائه دادن; باور داشتن; باردار شدن

vi. باردار شدن; تصور کردن; در نظر گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

conceive a child

ایجاد یک کودک

conceive an idea

ایجاد یک ایده

conceive a plan

ایجاد یک طرح

conceive of

درک

conceive a baby

ایجاد یک نوزاد

conceive a project

ایجاد یک پروژه

جملات نمونه

conceive a plan to increase profits.

طرحی برای افزایش سود ارائه دهید.

a badly conceived plan

یک طرحی که به خوبی طراحی نشده است.

couldn't conceive the meaning of that sentence.

نتوانستم منظور آن جمله را درک کنم.

didn't conceive such a tragedy could occur.

تصور نکردیم چنین تراژدی رخ دهد.

The woman conceived a child.

زن باردار شد.

It's difficult to conceive of traveling to the moon.

سفر به ماه بسیار دشوار است.

the dam project was originally conceived in 1977.

طرح سد در اصل در سال 1977 مطرح شد.

I had conceived a passion for another.

من شیفتگی خاصی برای دیگری داشتم.

an ill-conceived and imitative addition to the museum.

یک افزودنی غیرقابل تصور و تقلیدی به موزه.

an ill-conceived scheme to take over the company.

یک طرحی که به خوبی طراحی نشده بود تا شرکت را تصرف کند.

had to put the kibosh on a poorly conceived plan.

باید یک طرحی که به خوبی طراحی نشده بود را متوقف کرد.

Half a century ago it's difficult to conceive of travelling to the moon.

نصف قرن پیش، تصور سفر به ماه دشوار بود.

Ancient peoples conceived of the earth as flat.

قوم‌های باستانی زمین را به صورت مسطح تصور می‌کردند.

You may conceive a new world in the atomic age.

شما ممکن است یک دنیای جدید را در عصر اتمی تصور کنید.

I conceived that there must be some difficulties.

تصور کردم که حتما مشکلاتی وجود دارد.

She has conceived at last.

او بالاخره باردار شد.

I can hardly conceive of your doing such a thing.

من به سختی می‌توانم تصور کنم که شما چنین کاری انجام دهید.

نمونه‌های واقعی

This is the most magnificent project ever conceived.

این بزرگترین پروژه‌ای است که تا به حال تصور شده است.

منبع: America The Story of Us

It's hard to conceive, and begs more questions.

تصور آن سخت است و سوالات بیشتری را مطرح می‌کند.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

Once we conceived of this exciting new update.

وقتی ما این به‌روزرسانی هیجان‌انگیز جدید را تصور کردیم.

منبع: Collection of Interesting Stories

You don't have to conceive of a world without me.

شما نیازی ندارید دنیایی بدون من را تصور کنید.

منبع: Modern Family - Season 02

And Howard spent five minutes conceiving it.

و هاوارد پنج دقیقه برای تصور آن صرف کرد.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

I was conceived in Australia on my parents' honeymoon.

من در استرالیا در ماه عسل والدینم متولد شدم.

منبع: Modern Family - Season 05

It's an incredible engineering accomplishment to be able to even conceive and build this telescope.

توانایی تصور و ساختن این تلسکوپ یک دستاورد مهندسی فوق العاده است.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

And we can't conceive of dreaming in both dimensions at the same time.

و ما نمی‌توانیم تصور کنیم که در همان زمان در هر دو بعد رویایی داشته باشیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2016 Collection

Nearly half a century after it was conceived, Nespresso finds itself in an uncomfortable new world.

تقریباً نیم قرن پس از تصور آن، نسپرسو خود را در دنیای جدید و ناخوشاوت قرار می‌بیند.

منبع: The Guardian (Article Version)

Fewer babies were conceived, and population growth slowed down.

کودکان کمتری متولد شدند و رشد جمعیت کند شد.

منبع: Kurzgesagt science animation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید