most wanted
اكثر طلبی
wanted list
لیست مورد نظر
job wanted
مشغل مورد نظر
help wanted
کمک مورد نیاز
He wanted to trace roughly.
او می خواست به طور تقریبی ردیابی کند.
He is a wanted man.
او یک مرد تحت تعقیب است.
he wanted an astronomical fee.
او خواست یک هزینه نجومی پرداخت کند.
I wanted a baby badly.
من خیلی برای داشتن یک نوزاد مشتاق بودم.
she wanted to become a doctor.
او میخواست دکتر شود.
they wanted to bust me on the mouth.
می خواستند من را به دهانم بزنند.
wanted to have a child.
میخواستند بچه داشته باشند.
they wanted to get out of paying.
آنها میخواستند از پرداخت فرار کنند.
she wanted to play the martyr.
او میخواست نقش یک شهید را بازی کند.
they wanted peace at any price.
آنها صلح را به هر قیمتی میخواستند.
we wanted a quiet wedding.
ما یک عروسی آرام میخواستیم.
they wanted to reforge the identity of the nation.
آنها میخواستند هویت ملت را دوباره شکل دهند.
wanted to help those in misfortune.
میخواستند به کسانی که در بدبختی بودند کمک کنند.
You are wanted on the phone.
شما تلفنی مورد نیاز هستید.
You are wanted on the telephone.
شما تلفنی مورد نیاز هستید.
They wanted victory at any price.
آنها پیروزی را به هر قیمتی میخواستند.
You are wanted by your office.
شما توسط دفترتان مورد نیاز هستید.
The fugitive is wanted by the police.
گریخته تحت تعقیب پلیس است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید