needed

[ایالات متحده]/[ˈniːdɪd]/
[بریتانیا]/[ˈniːdɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv.ضروری یا لازم.
v.به عنوان بخشی یا شرط ضروری (چیز) نیاز داشتن؛ ضروری یا لازم بودن.
adj.ضروری؛ مورد نیاز.

عبارات و ترکیب‌ها

needed help

نیاز به کمک

needed time

نیاز به زمان

needed rest

نیاز به استراحت

needed changes

نیاز به تغییرات

needed support

نیاز به پشتیبانی

needed quickly

به سرعت مورد نیاز

needed urgently

به طور فوری مورد نیاز

needed resources

نیاز به منابع

needed skills

نیاز به مهارت

needed now

الان مورد نیاز

جملات نمونه

we needed more time to finish the project.

ما به زمان بیشتری برای اتمام پروژه نیاز داشتیم.

the team needed a new strategy to win.

تیم به یک استراتژی جدید برای برنده شدن نیاز داشت.

she needed to rest after the long journey.

او بعد از سفر طولانی به استراحت نیاز داشت.

the car needed an oil change urgently.

ماشین به طور اورژانسی به تعویض روغن نیاز داشت.

he needed to find a new job quickly.

او به سرعت به یافتن یک شغل جدید نیاز داشت.

the garden needed watering every day.

باغ به آبیاری هر روز نیاز داشت.

they needed to gather more information.

آنها به جمع آوری اطلاعات بیشتر نیاز داشتند.

the company needed to improve its sales.

شرکت به بهبود فروش خود نیاز داشت.

i needed a quiet place to study.

من به یک مکان آرام برای مطالعه نیاز داشتم.

the house needed a fresh coat of paint.

خانه به یک لایه رنگ تازه نیاز داشت.

we needed to confirm the details before proceeding.

ما قبل از ادامه به تایید جزئیات نیاز داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید