warmness

[ایالات متحده]/wɔːmnəs/
[بریتانیا]/wɔrmnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت گرم بودن؛ مهربانی یا محبت

عبارات و ترکیب‌ها

warmness of love

گرماي عشق

warmness in winter

گرما در زمستان

warmness of friendship

گرماي دوستی

warmness of home

گرماي خانه

warmness of heart

گرماي قلب

warmness in conversation

گرما در گفتگو

warmness of spirit

گرماي روح

warmness of sunlight

گرماي نور خورشيد

warmness of community

گرماي اجتماع

warmness in greeting

گرما در سلام و احوالپرسی

جملات نمونه

the warmness of the sun made the day feel perfect.

گرماي خورشيد باعث شد روز فوق العاده به نظر برسد.

she appreciated the warmness of his smile.

او از گرمای لبخند او قدردانی کرد.

the warmness in the room created a cozy atmosphere.

گرما در اتاق فضایی دنج ایجاد کرد.

his warmness towards strangers was admirable.

گرمی او نسبت به غریبه ها قابل تحسین بود.

there is a warmness in her voice that comforts me.

در صدای او گرمی وجود دارد که من را آرام می کند.

the warmness of friendship can brighten your day.

گرمی دوستی می تواند روز شما را روشن کند.

he wrapped the blanket around her for extra warmness.

او برای گرمای بیشتر پتو را دور او پیچید.

warmness is essential for a healthy relationship.

گرمی برای یک رابطه سالم ضروری است.

she felt the warmness of the fire as she sat nearby.

او در حالی که نزدیک آن نشسته بود، گرمای آتش را احساس کرد.

the warmness of the community made her feel welcome.

گرمی جامعه باعث شد او احساس استقبال کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید