webcasted

[ایالات متحده]/'webkɑ:stɪd/
[بریتانیا]/'webkæstɪd/

ترجمه

v. اینترنت را پخش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

webcasted event

رویداد پخش زنده

webcasted seminar

سمینار پخش زنده

webcasted meeting

جلسه پخش زنده

webcasted presentation

ارائه پخش زنده

webcasted lecture

سخنرانی پخش زنده

webcasted workshop

کارگاه پخش زنده

webcasted training

آموزش پخش زنده

webcasted discussion

بحث و گفتگو پخش زنده

webcasted tutorial

راهنمای آموزشی پخش زنده

webcasted session

نشست پخش زنده

جملات نمونه

the conference was webcasted live for global viewers.

کنفرانس به صورت زنده برای بینندگان جهانی پخش شد.

many universities have webcasted their lectures this semester.

بسیاری از دانشگاه‌ها سخنرانی‌های خود را این ترم پخش زنده کرده‌اند.

the event was webcasted to reach a wider audience.

این رویداد برای دسترسی به مخاطبان گسترده‌تر به صورت زنده پخش شد.

she webcasted her performance for fans who couldn't attend.

او اجرای خود را برای طرفدارانی که نمی‌توانستند شرکت کنند، پخش زنده کرد.

the company webcasted the product launch to generate excitement.

شرکت برای ایجاد هیجان، معرفی محصول را به صورت زنده پخش کرد.

we successfully webcasted the entire seminar.

ما کل سمینار را با موفقیت به صورت زنده پخش کردیم.

the meeting was webcasted to ensure transparency.

جلسه برای اطمینان از شفافیت به صورت زنده پخش شد.

they webcasted the charity event to encourage donations.

آنها رویداد خیریه را برای تشویق به اهدای کمک‌های مالی به صورت زنده پخش کردند.

last year, the festival was webcasted for the first time.

سال گذشته، جشنواره برای اولین بار به صورت زنده پخش شد.

the lecture series will be webcasted weekly.

سری سخنرانی‌ها به صورت هفتگی به صورت زنده پخش خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید